کوهنوردی ، کوه پیمایی، طبیعت گردی ،آموزشی ،گردشگری مسئولانه ، اکوتوریسم ،داستان کوتاه

 نشاط کوهستان هم دوساله شده با حدود ۳۷۰۰۰ بازدید .

آیا تونستیم در کنارتان مثمر ثمر باشیم ؟

آیا تونستیم قدمی در راستای بهبود فعالیت کوهنوردی برداریم ؟

آیا نگرش شما رو تونستیم به زیبایی های زندگی تغییر دهیم ؟

آیا شما از خوانندگان ثابت نشاط کوهستان هستید ؟

آیا اطلاعات و داستان های نشاط کوهستان برایتان ارزشمند بود ؟

آیا اگه نشاط کوهستان بدنیا نمی اومد اتفاقی می افتاد ؟

آیا پس از دو ساله شدن نشاط کوهستان مطالب اونو مفید می دونید ؟

آیا . . . . . . . .  . .

هر چی دوست دارید تو قسمت نظرات برام بنویسید

می دونید که نشاط کوهستان با حضور شما فعالتر می شه

من مدیر نشاط کوهستان

همتونو از صمیمی قلب دوست دارم

شاد و با نشاط باشید مانند کوهستان

تولد نشاط کوهستان مبارک

 


جمعه 1 خرداد1388 ساعت: 13:22 توسط:محمدی
با سلام سالروز تولد وب زیبا با مطالب ارزشمند وپر محتوا رو بهتون تبریک عرض می کنم .انشاءا ... همچنان پرانرزی در جهت غنی تر کردن آن بکوشید.
 وب سایت   پست الکترونیک
امروزه نشاط کوهستان دو ساله شد

جمعه 1 خرداد1388 ساعت: 12:39 توسط:متقی
سلام
دوسالگی نشاط کوهستان رو تبریک میگم
از بابت داستانهای زیبا و آموزنده ای که در نشاط کوهستان قرار میدید سپاسگزارم .
در روز حداقل دوبار یا از خونه و یا از طریق گوشیم تو محل کار مطالب وبتون رو دنبال میکنم و از مطالعه داستانهای کوتاهتون واقعا لذت میبرم .
به امید دیدار در بلندیها کوهستان
شاد باشید
 وب سایت   پست الکترونیک
امروزه نشاط کوهستان دو ساله شد

جمعه 1 خرداد1388 ساعت: 9:57 توسط:سونیا
سلام
تبریک میگم
وبلاگ بسیار پر محتوایی دارید.
اره اطلاعات و داستان ها بسیار جالبه.

همه چیز عالیه.
ممنون از اطلاعات بسیار خوبی که در وبلاگ قرار میدی.
با تشکر
 وب سایت   پست الکترونیک
امروزه نشاط کوهستان دو ساله شد

جمعه 1 خرداد1388 ساعت: 2:17 توسط:حسین (مدیر وب سایت PC For Life)

سلام آقای ستوده
تولد دوسالگی وبتون مبارک باشه. انشاءالله قدرتمندتر و بانشاط تر از قبل روند وبلاگ نویسی تان را ادامه دهید. خیلی خوشحالم و همچنین افتخار می کنم نزدیک به 1 سال (البته مطمئن نیستم شاید بیش از یک سال) با نشاط کوهستان بودم و مطالب و داستان های زیبایش را خواندم و لذت بردم. بازم تولد وبلاگتون را تبریک میگم.
سالم وموفق باشید.یاعلی

 

یکشنبه 3 خرداد1388 ساعت: 9:57 توسط:اشکان افتخاری
باعرض سلام خدمت دوست عزیزم جناب آقای ستوده دوساله شدن وبلاگ زیبایتان راتبریک عرض میکنم امیدوارم همیشه سلامت وپاینده باشید.
 وب سایت   پست الکترونیک

+ نوشته شده در  پنجشنبه 31 اردیبهشت1388ساعت 23:59  توسط پرویز ستوده شایق  | 

کوهنوردی را شاید بتوان یک ورزش علمی محسوب کرد . در این رشته ورزشی بسیاری از کوهنوردان هم تحصیلات دانشگاهی بالایی در سایر رشته ها دارند و هم برای آموزش علوم مربوط به کوه و کوهنوردی اهتمام می ورزند .آموزش رکن اصلی در کوهنوردی ایمن را ایفا می کند و با داشتن آگاهی می توان بهتر از کوه و فعالیت های کوهنوردی لذت برد و در سلامت خود و محیط کوهستان تلاش کرد.
امسال کوهنوردان پژوهشکده مهندسی عزمشان را جزم کرده اند تا آموزش های مربوط به کوهنوردی را جدی بگیرند .
سه دوره آموزش کوهپیمایی و یک دوره آموزش یخ و برف فعلاً آغاز تلاش است که در اردیبهشت ماه در مدت کمتر از یک ماه برگزار شد .
امروز پنجشنبه ۳۱/۲/۸۸ نیز آموزش عملی کوهنوردی  تعدادی اعضاء گروه کوهنوردی پژوهشکده مهندسی و سه نفر از دوستان گروه کوهنوردی کوهسار فردیس برگزار شد . فردا جمعه نیز صعود قله و مرور آموخته های روزهای قبل و صعود در نظر گرفته شده است .

نفرات شرکت کننده :

  حمید مصطفوی - رضا صفرلو - حسن محمدی - جمال آغایاری - محمدحسین شفاف - پیام جعفرزاده - پویا جعفرزاده - حسین ذوالفقاری


برچسب‌ها: دوره آموزشی
+ نوشته شده در  پنجشنبه 31 اردیبهشت1388ساعت 23:29  توسط پرویز ستوده شایق  | 

سومین دوره کارآموزی کوهپیمایی  عملی اعضاء گروه کوهنوردی پژوهشکده مهندسی جهاد کشاورزی طی روزهای پنجشنبه و جمعه مورخ ۳۱/۲/۸۸ و ۱/۳/۸۸ برگزار می گردد .


برچسب‌ها: دوره آموزشی
+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 اردیبهشت1388ساعت 23:28  توسط پرویز ستوده شایق  | 

من در ابتدا خداوند را يك ناظر ؛ مانند يك رئيس يا يك قاضي ميدانستم كه دنبال شناسائي خطاها ئي است كه من انجام داده ام و بدين طريق خداوند ميداند وقتي كه من مردم ؛ شايسته بهشت هستم و يا مستحق جهنم .

وقتي قدرت فهم من بيشتر شد؛ به نظرم رسيد كه گويا زندگي تقريبا مانند دوچرخه سواري با يك دوچرخه دو نفره است و دريافتم كه خدا در صندلي عقب در پا زدن به من كمك ميكند.

نميدانم چه زماني بود كه خدا به من پيشنهاد داد جايمان را عوض كنيم؛ از آن موقع زندگي ام بسيار فرق كرد؛ زندگي ام با نيروي افزوده شده او خيلي بهتر شد؛ وقتي كنترل زندگي دست من بود من راه را مي دانستم و تقريبا برايم خسته كننده بود ولي تكراري و قابل پيش بيني و معمولا فاصله ها را از كوتاهترين مسير مي رفتم.
 
اما وقتي خدا هدايت زندگي مرا در دست گرفت؛ او بلد بود از ميانبرهاي هيجان انگيز و از بالاي كوهها و از ميان صخره ها و با سرعت بسيار زياد حركت كند و به من پيوسته مي گفت : « تو فقط پا بزن ».

من نگران و مظطرب بودم پرسيدم « مرا به كجا مي بري ؟ » او فقط خنديد و جواب نداد و من كم كم به او اطمينان كردم !
 
وقتي مي گفتم : « ميترسم » . او به عقب بر ميگشت و دستانم را مي گرفت و من آرام مي شدم .

او مرا نزد مردمي ميبرد و آنها نياز مرا بصورت هديه ميدادند و اين سفر ما، يعني من وخدا ادامه داشت تا از آن مردم دور شديم .

خدا گفت : هديه را به كساني ديگر بده و آنها بار اضافي سفر زندگي است و وزنشان خيلي زياد است؛ بنابراين من بار ديگر هديهها را به مردماني ديگر بخشيدم و فهميدم « دريافت هديه ها بخاطر بخشيدن هاي قبلي من بوده است » و با اين وجود بار ما در سفر سبك تر است .

من در ابتدا در كنترل زندگي ام به خدا اعتماد نكردم؛ فكر ميكردم او زندگي ام را متلاشي ميكند؛ اما او اسرار دوچرخه سواري « زندگي » را به من نشان داد و خدا ميدانست چگونه از راههاي باريك مرا رد كند و از جاهاي پر از سنگلاخ به جاهاي تميز ببرد و براي عبور از معبرهاي ترسناك پرواز كند.

ومن دارم ياد مي گيرم كه ساكت باشم و در عجيب ترين جاها فقط پا بزنم و من دارم ازديدن مناظر و برخورد نسيم خنك به صورتم در كنار همراه دائمي خود « خدا » لذت ميبرم و من هر وقتي نميتوانم از موانع بگذرم؛ او فقط لبخند ميزند و مي گويد : « پابزن »
نام نویسنده و منبع مطلب:    غذاي روح - مارك ويكتور هانس و جك كنفيلد
+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 اردیبهشت1388ساعت 9:41  توسط پرویز ستوده شایق  | 

پنج نفر از  کوهنوردان پژوهشکده مهندسی جهاد کشاورزی روز چهارشنبه 88/2/30 لغایت پنجشنبه 88/2/31 به صورت اردویی و با شب مانی در دوره آموزش کارآموزی یخ و برف شرکت کردند . 

نفرات شرکت کننده :                                                              مدرس : نصیر علیزاده سرعینی
                            1- مسعود  صادقپور
                            2- احمد   غریب زاد
                            3- رضا    غنی زاده
                            4- غلامرضا اینانلو
                            5- مهدی  اینانلو


برچسب‌ها: دوره آموزشی
+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 اردیبهشت1388ساعت 8:28  توسط پرویز ستوده شایق  | 

   حيوانات به سادگي به ما نشان مي دهند که چطور مي توان «محدوديت هاي ذهني» تحميل شده را پذيرفت.
«کک»، «فيل» و دلفين مثال هاي خوبي هستند.
«کک »ها حيوانات کوچک جالبي هستند، آنها گاز مي گيرند و خيلي خوب مي پرند. آن ها به نسبت قدشان قهرمان پرش ارتفاع هستند. اگر يک کک را در ظرفي قرار دهيم از آن بيرون مي پرد. پس از مدتي روي ظرف را سرپوش مي گذاريم تا ببينيم چه اتفاقي رخ مي دهد. کک مي پرد و سرش به در ظرف مي خورد و با کمي سر درد پايين مي آيد. دوباره مي پرد و همان اتفاق مي افتد.. اين کار مدتي تکرار مي شود و سرانجام در ظرف را بر مي داريم، کک دوباره مي پرد ولي فقط تا همان ارتفاع که سرپوش برداشته شده، درست است که محدوديت فيزيکي رفع شده است ولي کک فکر مي کند اين محدوديت همچنان ادامه دارد.
«فيل» ها را مي توان با محدوديت ذهني کنترل کرد. پاي فيل هاي سيرک را در مواقعي که نمايش نمي دهند مي بندند. بچه فيل ها را با طناب هاي بلند و فيل هاي بزرگ را با طناب هاي کوتاه، به نظر مي آيد که بايد برعکس باشد زيرا فيل هاي پرقدرت به سادگي مي توانند ميخ طناب ها را از زمين بيرون بکشند ولي اين کار را نمي کنند علت اين است که آنها در بچگي طناب هاي بلند را کشيده اند و سعي کرده اند خود را خلاص کنند. سرانجام روزي تسليم شده و دست از اين کار کشيده اند. از آن پس آن ها تا انتهاي طناب مي روند و مي ايستند. آنها اين محدوديت را پذيرفته اند.
دکتر «ادن رايل» يک فيلم آموزشي در مورد محدوديت هاي تحميلي تهيه کرده است. نام اين فيلم «مي توانيد بر خود غلبه کنيد» است. در اين فيلم يک نوع «دلفين» در تانک بزرگي از آب قرار مي گيرد. نوعي ماهي که غذاي مورد علاقه دلفين است نيز در تانک ريخته مي شود. دلفين به سرعت ماهي ها را مي خورد. دلفين که گرسنه مي شود تعدادي ماهي ديگر داخل تانک قرار مي گيرند ولي اين بار در ظروف شيشه اي. دلفين به سمت آنها مي آيد ولي هربار پس از برخورد با محافظ شيشه اي به عقب رانده مي شود پس از مدتي دلفين از حمله دست مي کشد و وجود ماهي ها را نديده مي گيرد. محافظ شيشه اي برداشته مي شود و ماهي ها در داخل تانک به حرکت در مي آيند، آيا مي دانيد چه اتفاقي مي افتد؟ دلفين از گرسنگي مي ميرد در حاليکه غذاي مورد علاقه او در اطرافش فراوان است ولي محدوديتي که دلفين پذيرفته است او را مي کشد.
     اين محدوديت ها در مورد ما انسان ها هم وجود دارد و در واقع حاکم بر افکار و زندگي ماست.. البته عاملي به نام کنجکاوي در جهت عکس اين محدوديت ها عمل کرده و ما را از بسياري از حيوانات مجزا نگاه مي دارد. با اين حال اين محدوديت هاي ذهني هستند که حدود و مرزهاي زندگي ما را تشکيل مي دهند، اين طور نيست؟
   اگر به اين فکر مي کنيد که اينطور نيست، بهتر است نگاهي به فرهنگ خود و فرهنگ ملل ديگر بياندازيد. همه ما فکر مي کنيم که نکاتي که در فرهنگ و آداب و روسم ما گفته شده، درست است و بايد به آنها عمل کنيم.
   درحالي که در فرهنگ هاي مختلف روش هاي متفاوتي براي زندگي وجود دارد. پس آنچه که از نظر ما نادرست است از ديد فرهنگي ديگر ممکن است درست باشد. آيا اين تنها يک «محدوديت ذهني» نيست؟
   البته بايد اين را هم خاطرنشان کرد که بسياري از اين محدوديت ها شکل دهنده جامعه است و براي حفظ جامعه انساني کاملا لازم و ضروري است، اما تا چه حد آن لازم و تا چه حد آن تنها دست و پاگير و مانع پيشرفت است؟ براي رسيدن به پاسخ اين سوال کافي است که يک بار ديگر نگاهي به خود و زندگي و افکار خود بياندازيد

+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 اردیبهشت1388ساعت 8:16  توسط پرویز ستوده شایق  | 

1- خداوند از تو نخواهد پرسيد پوست تو به چه رنگ بود؟

بلکه از تو خواهد پرسيد که چگونه انساني بودي؟

2- خداوند از تو نخواهد پرسيد که چه لباس هايي در کمد داشتي؟

بلکه از تو خواهد پرسيد به چند نفر لباس پوشاندي؟

 3- خداوند از تو نخواهد پرسيد زيربناي خانه ات چندمتر بود؟

 بلکه از تو خواهد پرسيد به چند نفر در خانه ات خوش آمد گفتي؟

4- خداوند از تو نخواهد پرسيد در چه منطقه اي زندگي مي کردي؟

  بلکه از تو خواهد پرسيد چگونه با همسايگانت رفتار کردي؟

5- خداوند از تو نخواهد پرسيد چه تعداد دوست داشتي؟

بلکه از تو خواهد پرسيد براي چندنفر دوست و رفيق بودي؟

6- خداوند از تو نخواهد پرسيد ميزان درآمد تو چقدر بود؟

بلکه از تو خواهد پرسيدآيا فقيري را دستگيري نمودي؟

7- خداوند از تو نخواهد پرسيد عنوان و مقام شغلي تو چه بود؟

  بلکه از تو خواهد پرسيد آيا سزاوار آن بودي وآن را به بهترين نحو انجام دادي؟

 8- خداوند از تو نخواهد پرسيد که چه اتومبيلي سوار مي شدي؟

بلکه از تو خواهد پرسيد که چندنفر را که وسيله نقليه نداشتند به مقصد رساندي؟

9- خداوند از تو نخواهد پرسيد چرا اين قدر طول کشيد تا به جست و جوي رستگاري بپردازي؟

  بلکه با مهرباني تو را به جاي دروازه هاي جهنم، به عمارت بهشتي خود خواهد برد.

10- خداوند از تو نخواهد پرسيد که چرا اين مطلب را براي دوستانت نخواندي؟

 بلکه خواهد پرسيد  آيا از خواندن آن براي ديگران در وجدان خود احساس شرمندگي مي کردي؟

ممنون از ایمیل رضا

+ نوشته شده در  سه شنبه 29 اردیبهشت1388ساعت 10:12  توسط پرویز ستوده شایق  | 

پانزدهمين صعود كننده 14 قله 8000 متري ها

بالاخره دنيس اروبكو كوهنورد بسيار قدرتمند قزاق به باشگاه 8000 متري ها پيوست، او كه در اين ماه يعني آوريل همراه با بوريس دتشكو هموطن و همنورد خود قله 8201 متري چوآيو در مرز نپال و چين را در برنامه خود داشتند،‌ با فتح اين قله پانزدهمين سكو اين باشگاه را از آن خود كرد.
اين كوهنورد فني چوآيو را از جبهه جنوب غربي همراه با هموطنش صعود نمود. علت انتخاب اين مسير مسدود بودن مسير در جبهه كشور چين به روي كوهنوردان بود، حتي اين عامل نيز جلوي راه اين كوهنورد قزاق را نگرفت و او توانست اين مقام را در بين كوهنوردان نام آشنايي كه در ادامه آمده كسب كند.

كسب اين مقام براي كوهنوردان قزاقستاني بسيار بزرگ و حائز اهميت مي باشد چون آنها فعاليت هاي بسيار زيادي در منطقه هيماليا انجام داده اند. البته كوهنورداني هم بودند كه جانشان را در اين راه از دست دادند مانند: كريستين كونتنر در سيزدهمين قله خود يعني آناپورنا و همچنين مارسل رويدي و بنت شامكس و همانطور كه مي دانيد صعود قلل 8000 متري با اورست در 1953 آغاز و با قله شيشاپانگما در 1964 پايان يافت، همين تيم بود كه همراه با سيمون موروي ايتاليايي اولين صعود زمستاني قله 8463 متري ماكالو را رقم زدند، در آن برنامه او و سيمون مورو به روش آلپي صعود خود را به پايان رساندند.

اسامي فاتحين 14 قله 8000 متري
رديفناممليتمدت صعود
1رينولد مسنرايتاليا16 سال
2جرزي كوكوشكالهستان8 سال
3ارهارد لرتانسوئيس13 سال
4كارلوس كارسوليومكزيك11 سال
5كريستوف ويليچكيلهستان16 سال
6جان ايال زابالاسپانيا14 سال
7سرجيو مارتينيايتاليا24 سال
8پارك يونگ سونگكره--
9هونگ گيل امكره--
10آلبرتو اينوراتگياسپانيا10 سال
11هانگ وانگ يونگكره--
12اد ويستور آمريكا--
13آلن هينگزانگليس--
14سيلويو موندنليايتاليا--
15دنيس اروبكوقزاقستان--
                                                                      
ترجمه: مصطفی شکرابی
منبع خبر:
 
www.everestnews.com


+ نوشته شده در  سه شنبه 29 اردیبهشت1388ساعت 7:53  توسط پرویز ستوده شایق  | 


تقدیم به تو که امروز دوست داشتی دنیا را در آغوش بگیری …

این تصویر امروز بر روی درگاه تارنمای معتبر نشنال جیوگرافیک قرار گرفته و در شمار ۵ تصویر برتر هفته جای دارد.

 تصویری که روزگار ۱۷ اردیبهشت (۷ می) ۱۳۸۸ سرزمین سوخته‌ای را در استرالیا نشان می‌دهد که کمتر از سه ماه پیش (۹ فوریه ۲۰۰۹) اینچنین در آتش سوخت و با خود جان ۱۷۳ انسان را هم گرفت و بیش از دو هزار خانه را سوزاند … اما امروز دوباره دارد می‌روید و تو می‌توانی شوق رویش دوباره و برق آن رنگ سبز دوست‌داشتنی را باز هم بر خاکستر آن زمین نفرین شده ببینی و اوج بکشی … اگر که یادت باشد، زندگی همواره و در سخت‌ترین شرایط کوره ‌راه‌هایی از امید دارد تا به آدم‌های مثبت‌اندیشش ارایه دهد …
 

   و البته این تصویر می‌تواند همچنان حامل پیام‌های بیشتری هم باشد:

این که هرگز گمان مبرید که به انتها رسیده‌اید؛ حتا اگر در تیره‌‌ترین یا کسل‌کننده‌ترین دوران زندگی‌تان قرار گرفته‌اید …

این که زندگی بسیار مهربان‌تر از آن چیزی است که گمان می‌کنید؛ به شرط آن که آن مهربانی را باور کنید …

این که همیشه می‌توان از دل سیاه‌ترین و سوزان‌ترین رخدادها، ترترین احساسات انسانی را درک کرد و آفرید …

این که مزه‌ی گس و استثنایی حیات را نمی‌توان و نباید با هیچ مزه‌ی دیگری برابر دانست …

این که رویش دوباره‌ی عشق می‌تواند در هر سرزمین خاکستری و در پس هر آتش سوزاندنی شکل بگیرد …

     فقط کافی است نگاه‌مان را عادت ندهیم به بد دیدن!

و یادمان بماند که:

کسی که کوه را از صعود کرد ، همان کسی بود که شروع به برداشتن قدم های کوتاه کرده بود!

همین.

مرجع اصلی: مهار بیابان زایی/ درویش
http://darvish100.blogfa.com/post-1155.aspx
+ نوشته شده در  دوشنبه 28 اردیبهشت1388ساعت 10:12  توسط پرویز ستوده شایق  | 

انرژی لازم جهت فعالیت های جسمی یک انسان ناشی از سوخت و ساز مواد غذایی در بدن می باشد که مصرف مناسب این انرژی در فعالیت هایی مانند کوه نوردی که با مصرف شدید انرژی همراه است می تواند اساسی ترین نقش را در یک صعود موفق ایفا نماید.

 به طور کلی مصرف بهینه انرژی توسط یک کوه نورد شامل رعایت سه فاکتور زیر می باشد :

1- تقسیم بندی انرژی و برنامه ریزی.

2- استفاده از مواد غذایی مناسب قبل و در حین صعود با توجه به موادحیاتی و لازم برای بدن،ارتفاع،ذایقه فرد.*

 3- استفاده از وسایل و ابزار مناسب با توجه به وزن و حجم ابزار،کارایی

وسایل.

 هنگامی که در ابتدای اجرای یک برنامه کوه نوردی  هستیم با توجه به سختی و انرژی بر بودن مراحل صعود و شناختی که از توانایی های جسمی خود داریم می بایست انرژی بدنی خود را تقسیم نماییم به طوری که در یک مرحله از صعود از تمامی انرژی موجود استفاده نکنیم.

 هماهنگی حرکت با تنفس و ضربان قلب،برداشتن قدم های کوتاه و نزدیک به زمین، اجتناب از حرکات سریع و نمایشی بی مورد و استراحت های به موقع و کافی در حین و بعد از اتمام هر مرحله از صعود بسیار مهم می باشد. این استراحت ها می تواند به صورت ایستاده با شل کردن عضلات،کشیدن چند نفس عمیق در عرض چند ثانیه انجام شود. می دانیم که بیشترین حوادث کوه نوردی در هنگام فرود و به دلیل تحلیل انرژی صعود کننده رخ می دهد در نتیجه همیشه باید مقداری انرژی ذخیره جهت فرود و بازگشت به کمپ اصلی باقی گذاشت که البته اینها امکان پذیر نمی باشد مگر با شناخت حدود و توانایی های روحی و جسمی خودمان.

  به طور متوسط هر فرد ورزشکار به ازای هر کیلوگرم وزن بدن مابین 22 تا 25 کالری انرژی نیاز دارد که این مقدار در فعالیت های هوازی طولانی مانند کوه نوردی به 40 کالری هم می رسد.*

به طور کلی منبع دریافت انرژی از مواد غذایی شامل : کربوهیدرات ها- چربی ها- پروتئین ها می باشد.

* مهم ترین منبع تأمین انرژی در انسان کربوهیدرات است.غلات و حبوبات سرشاراز کربوهیدرات می باشند. ذخیره سازی کربوهیدرات در بدن قبل از اجرای برنامه کوه نوردی با استفاده از رژیم های پر کربوهیدرات امر بسیار مهمی می باشد.*

*   غذاهایی مانند سیب زمینی،برنج،شیرینی جات و سبزی جات خشک،ماکارونی،غنی از این ماده می باشند. مقدار درصد کربوهیدرات از کل کالری مصرفی بین 45 تا 55 درصد می باشد. بعد از فعالیت های شدید جسمانی به دلیل تجزیه پروتئین عضلات حتماً باید پروتئین مصرف شود و به علت دیر هضم بودن پروتئین از مصرف آن در هنگام فعالیت ورزشی باید خودداری کرد. گوشت قرمز،غنی از پروتئین می باشد. در یک برنامه غذایی مناسب 15 تا 25 درصد از کل کالری مصرفی را پروتئین تشکیل می دهد تا پاسخگوی نیازهای متابولیک هنگام فعالیت بدنی باشد. البته این مقدار با افزایش ارتفاع کاهش می یابد. از هر گرم پروتئین 4 کالری انرژی آزاد می شود و مصرف بی رویه آن باعث ایجاد غلظت خون و اختلالاتی در سیستم حرکتی می شود.*

*   به طور معمول پس از گذشت 2 ساعت از یک فعالیت هوازی منبع تأمین انرژی بدن از ذخایر قند و کربوهیدرات به ذخایر چربی تغییر پیدا می کند. ارزش انرژی چربی ها معادل 2 برابر قندها و پروتئین ها می باشد و به ازای 9 کالری از هر گرم چربی می باشد. مقدار مصرف چربی از کل کالری مصرفی 40-30 درصد می باشد. روغن زیتون یکی از بی ضررترین چربی ها است که مصرف آن همراه سالاد در ارتفاعات پایین توصیه می شود.*

*   قند- خوردن قند در طی فعالیت های ورزشی برای تکمیل ذخایر گلوکزی کبدی توصیه می شود و در یک فعالیت کوه نوردی  مصرف محلول 50 تا 100 گرم در یک لیتر آب به دفعات زیاد و در طول فعالیت مفید می باشد. گلوکز از شکر معمولی و یا سوخت وساز کربوهیدرات های مختلف در بدن تولید می شود. فروکتوز و ساکاروز از دیگر قندها در تغذیه انسان می باشد. فروکتوز یا قند میوه در کشمش،توت سفید و انجیرخشک به مقدار زیاد موجود است.*

*  پس از اکسیژن،آب حیاتی ترین ماده برای بدن می باشد به ازای مصرف هر کالری انرژی حداقل یک لیتر آب نیاز است. بدن هر فرد بدون فعالیت به 5/2 لیتر آب روزانه نیاز دارد که این مقدار در فعالیت های کوه نوردی به 6 تا 8 لیتر می رسد. آب حرارت بدن را کنترل می کند و در تثبیت PH نقش مهمی دارد. 65 درصد وزن یک انسان بالغ را آب تشکیل داده است و از دست دادن 10 تا 20 درصد از این مقدار کشنده است. از آ نجا که به همراه دفع آب از بدن مقداری املاح و نمک نیز دفع می شود مصرف املاح و نمک به همراه آب به خصوص آب حاصل از ذوب برف که عاری از املاح است لازم می نماید. قدرت جذب آب در بدن در یک ساعت معادل 800 میلی لیتر می باشد. اضافه کردن مقدار یک گرم نمک و یا مقداری پودر ORS در یک لیتر آب می تواند تا حدود زیادی کمبود املاح دفع شده از بدن را جبران نماید.*

  ویتامین ها :

* نقش ویتامین ها در بدن حفظ سلامتی،رشد،تولید مثل،فعالیت های گوارشی،مقاومت در برابر بیماری ها و سلامتی اعصاب و روان می باشد. ویتامین های خانواده B در جگر،حبوبات،پوسته غلات،سبزیجات،مخمرها. ویتامین A در شیر،تخم مرغ،کره،روغن ماهی و ویتامین C در گوجه فرنگی،فلفل سبز،توت فرنگی و سبزیجات،میوه ها و ویتامین E در روغن های گیاهی موجود می باشند.*

*   هر کوه نورد می تواند با توجه به ذائقه شخصی یک برنامه غذایی مناسب تهیه نموده و قبل از اجرای برنامه و در حین اجرا از آن استفاده نماید استفاده از موادی مانند ادویه جات و ترشیجات و تنقلات در حین اجرای برنامه های کوه نوردی جهت تنوع برنامه غذایی مفید می باشد.  با کمی استقبال از ماجراجویی و تحمل شرایط دشوار که جزیی از کوه نوردی به شمار می رود می توان بسیاری از وسایل و ابزار غیر ضروری را از لیست تجهیزات کنار گذاشته و از احساس هماهنگی با طبیعت لذت بی مانندی برد.*

*  احتمالاً خیلی از ما نمی توانیم یک دیوار چند ده متری را بدون استفاده از طناب و هارنس و وسایل فنی مناسب صعود کنیم ولی با کمی احتیاط و برنامه ریزی می توانیم حتی یک ارتفاع بالای 4000 متر را در تابستان بدون استفاده از چادرهای یک پوش و دوپوش و با شب مانی در فضای آزاد صعود کنیم و به جای استفاده از کیسه خواب های سنگین پَر می توان از یک کیسه سبک استفاده کرد و در مقابل با یک کت پَر سبک کارآرایی آن را بالا برد. هدفی که از اجرای یک برنامه دنبال می شود همچنین شرایط حاکم بر صعود مانند آب،هوا،قدرت بدنی و استقامت افراد و طول مدت صعود و نوع صعود می تواند در انتخاب ابزار مهم باشد.*

*  در یک برنامه زمستانی در ارتفاع که احتمالاً با برف کوبی سنگین همراه است وزن کوله پشتی شما که ناشی از وزن وسایل می باشد بسیار حیاتی است در این گونه برنامه ها نمی توان از وسایلی مانند: پوشاک پَر،کفش های دو یا سه

 پوش،پوشاک اضافه،کرامپون و کلنگ چشم پوشی کرد ولی در مقابل به جای استفاده از وسایل غیر ضروری مانند ماهی تابه های استیل، قابلمه،لیوان و بطری های شیشه ای می توانیم از یک لیوان فلزی دسته دار بزرگ جهت نوشیدن،خوردن و حتی پخت و پز و آب کردن برف بهره برد.*

*   جنس وسایل ساخته شده مخصوصاً وسایل فنی عامل مهم دیگری در وزن ابزار می باشد. وسایل فنی اغلب از فلزات ساخته می شوند. فلزاتی از قبیل کروم،آلومینیوم و تیتانیوم که دارای مقاومت مناسب و وزن کمتری نسبت به آهن و فولاد هستند استفاده از ابزاری که آلیاژی از این فلزات هستند وزن کمتری در کوله پشتی ایجاد می کند. در صعودهای فنی که از طناب و هارنس استفاده می شود می توان با توجه به نوع صعود هارنس و طناب مناسب را انتخاب کرد. امروزه هارنس هایی با وزن تقریبی 300 گرم نیز به بازار عرضه شده است. اگر می خواهیم از طناب جهت صعود کرده ای روی یخچال استفاده کنیم طنابی با قطر 9 میلی متر می تواند وزنی معادل 26 گرم در هر متر طول سبک تر باشد یعنی 1300 گرم در 50 متر استفاده از طناب های جفت و نیم طناب ها می تواند علاوه بر مقاومت بالاتر و شکست کمتر در مسیر های فنی به هنگام حمل طناب را بین نفرات تقسیم نمود.*

*  کارایی وسایل: برای استفاده از ابزاری که از طراحی و فرم نامناسبی برخوردارند انرژی بیشتری نیاز است. کوله پشتی،کرامپون،کلنگ،تبریخ،باتوم حتی پوشاک عینک و کفش هایی که استفاده می شود در صورت طراحی نامناسب در طول یک برنامه می تواند به شکل نامحسوسی انرژی فوق العاده ای از ما تلف کند.

هنگامی که قصد خرید یک وسیله را دارید علاوه بر تحقیق راجع به آن حتی المقدور قبل از خرید سعی کنید در فروشگاه آن را چک کنید و دقت نمایید که وسیله مورد نظر مطابق با وضعیت جسمی شما باشد.*

*  با رعایت موارد ذکر شده ما می توانیم با مصرف صحیح و بهینه انرژی بدن تا حدود زیادی درصد موفقیت و سلامت خود را در برنامه های مختلف کوه نوردی افزایش دهیم.*

از:قایا

و


GARINMOUNT



برچسب‌ها: مطالب آموزشی, تغذیه در کوهستان
+ نوشته شده در  دوشنبه 28 اردیبهشت1388ساعت 9:12  توسط پرویز ستوده شایق  | 

با سلام
همیشه کوه به من آرامش می ده ، کوه درس های بسیار زیادی برای ما کوهنوردان داره . بودن در اوج بلندی ها پس از یک صعودی سنگین ، بادهای خنک ارتفاعات شاید لذت بخش ترین لحظاتی باشه که کوهنوردان رو شیفته اون می کنه .
جمعه 88/2/25 دیر از خونه راه افتادم ، جای پارک برای ماشینم در پارکینگ نبود ، خیابان های منتهی به پارکینگ هم پر شده بود از ماشین و من اینقدر با عقب برگشتم تا رسیدم جلو بیمارستان دانشوری ،که تا مبداء حرکت  فاصله زیاد بود ،  اتفاقی یه نفر می خواست بره و من جای اون پارک کردم .
 ساعت نه صبح به آرامی در مسیر قرار گرفتم و بعد از کافه قیدی سوار بر یال منتهی به قله شدم ، بوی ریواس و گلهای بهاری و رنگ قرمز شقایق های قبل و بعد از کافه منظره چشم نوازی رو به تصویر می کشید .
سه ساعت صعودم طول کشید ، با ریتم ثابتی می رفتم و به کوه و کوهنوردی می اندیشیدم ، دوستانی که با آنها بودم و کوه های بسیاری را با آنها صعود کردم ، صفای کوه نوردان قابل ستایش است . صمیمت در درون گامهای کوهنوردان است . زودتر از آنچه فکر می کردم به پناهگاه روی قله 3160 متری دارآباد رسیدم .
اینجا نسبت به مسیر توچال و کلکچال و حتی پلنگچال خلوتر بود  . آرامش ویژه ایی به من می داد . استراحتی در داخل پناهگاه و کپی با دوستان کوهنورد دانشگاه تهران داشته فرصت بود در خط الراس دارآباد به توچال تا قله سنگی بی نامی حدود نیم ساعت ادامه داده و دوباره پس از تماشای مناطق اطراف به خصوص جاده اوشان و قسمت شمالی دارآباد به سمت مبداء بازگشتم .
مسیر باز گشت از سمت چشمه درازلش انتخاب گردید ، ریواس به وفور یافت می شد . استراحتی در کنار چشمه و ادامه مسیر از سمت بند بنفشه در ساعت 15 به مبداء کوهپیمایی شش ساعته من بود .
+ نوشته شده در  یکشنبه 27 اردیبهشت1388ساعت 11:35  توسط پرویز ستوده شایق  | 

مرد جوانی از سقراط پرسید راز موفّقیت چیست.

 
سقراط به او گفت، "فردا به کنار نهر آب بیا تا راز موفّقیت را به تو بگویم." صبح فردا مرد جوان مشتاقانه به کنار رود رفت.

سقراط از او خواست که به سوی رودخانه او را همراهی کند. جوان با او به راه افتاد. به لبهء رود رسیدند و به آب زدند و آنقدر پیش رفتند تا آب به زیر چانهء آنها رسید.

ناگهان سقراط مرد جوان را گرفت و زیر آب فرو برد. جوان نومیدانه تلاش کرد خود را رها کند، امّا سقراط آنقدر قوی بود که او را نگه دارد. مرد جوان آنقدر زیر آب ماند که رنگش به کبودی گرایید و بالاخره توانست خود را خلاصی بخشد..

همین که به روی آب آمد، اوّل کاری که کرد آن بود که نفسی بس عمیق کشید و هوا را به اعماق ریه فرو فرستاد. سقراط از او پرسید، "زیر آب که بودی، چه چیز را بیش از همه مشتاق بودی؟" گفت، "هوا."

سقراط گفت، "هر زمان که به همین میزان که اشتیاق هوا را داشتی موفّقیت را مشتاق بودی، تلاش خواهی کرد که آن را به دست بیاوری؛ راز دیگری ندارد

+ نوشته شده در  شنبه 26 اردیبهشت1388ساعت 13:58  توسط پرویز ستوده شایق  | 

اگه عکس ها دیده نشد در قسمت زیر کلیک کنید .


+ نوشته شده در  شنبه 26 اردیبهشت1388ساعت 10:3  توسط پرویز ستوده شایق  | 

صعود قله بزغوش در تاریخ 88/2/24 توسط گروه کوهنوردی پژوهشکده مهندسی جهاد کشاورزی - عکس از وبلاگ صدای کوهستان



شنبه 26 اردیبهشت1388 ساعت: 9:3 توسط:خسرو یوسفی
با سلام
تبریک عرض می کنم این صعود را به شما دوست عزیز و تمام همکارانی که در این صعود شرکت داشتند از صعودهای استثنایی بود
دیدنی بود گریه دوستان در بالای قله و عزاداری برای حضرت زهرا (س) موقعی که همراه هوا قلبها نیز رقیق شده بودند باید تشکر کرد از راننده گروه آقای صمد نجفی که نقش عمده ای در موفقیت این صعود داشت


+ نوشته شده در  شنبه 26 اردیبهشت1388ساعت 7:20  توسط پرویز ستوده شایق  | 

    صدای سرود ای ایران در ساعت دوازه و سی دقیقه روز پنجشنبه 88/2/24 از قله بزغوش در استان آذربایجان شرقی شهرستان سراب شنیدم . تمامی دوستانی که برای صعود به قله بزغوش به منطقه رفته بودند موفق به صعود شدند و تلفنی با آقای غلامرضا اینانلو ، سید حمید مصطفوی و کریم حسن پور صحبت کردم و جویای احوال سایر عزیزان شدم . من در این صعود همراه دوستان نبودم
ضمن تبریک به همنوردان امیدوارم به سلامتی به آغوش خانواده خویش باز گردند .

+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 اردیبهشت1388ساعت 12:37  توسط پرویز ستوده شایق  | 

خداوند گاه ما را تنها می گذارد تا ..................... بتوانیم با دیگران زندگی کنیم.
او از خشم استفاده میکند تا ........................... ارزش بی کران آرامش را نشان دهد.
و از خستگی استفاده میکند تا ........................ اهمیت ماجراجویی را پررنگ کند.
خداوند با استفاده از سکوت به ما می آموزد ........ اهمیت واژه ها را درک کنیم.
خداوند از آتش استفاده میکند تا ....................... ارزش آب را بدانیم.
و از خاک استفاده میکند تا ............................. ارزش هوا را بدانیم.
و با مرگ به ما ........ ارزش زندگی ........... را می شناساند.
.
از او

پائولوکوئیلو

+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 اردیبهشت1388ساعت 8:34  توسط پرویز ستوده شایق  | 

صبر نکنید تا که وقتش برسد؛
همین حالا هم، می‌توانید زندگی کنید.

گاهی‌وقت‌ها، با سرسختی کردن، روی سختی‌ها را‌ ـ‌ هم‌ـ ‌باید کم کرد.
اصلاً،
شما برای همین به‌دنیا آمده‌اید!

هیچ‌وقت، دیر نیست.

همین حالا هم ـ‌که در آنیم‌ـ ‌آری همین لحظه و نقطه‌ای که در آن به‌سر می‌بریم، بهترین و سرخوشانه‌ترین فرصت، برای خلقِ دگرگونی‌هاست.

فرصت‌ها را باید ساخت؛ فرصت‌ها را باید خلق کرد!
تصمیم‌سازی و فرصت‌سازی، برترین ویژگی آدمی‌ست؛

و گوهر «اختیار» ـ‌که تنها در جوهره‌ی آدمی‌زادگان‌ست‌ـ‌ برای همین‌ست که انسان،

هروقت که  بخواهد، بتواند تغییر کند؛

و هروقت که بخواهد، بتواند تغییر دهد!...

یادگرفتن، تغییر کردن‌ست و یاددادن، تغییردادن.

هیچ‌وقت برای تغییر و دگرگونی، دیر نیست.

«سرگذشت» را می‌شود از سر گرفت؛

و «سرنوشت» را می‌شود از سر نوشت

جان و جهان، چشم‌به‌راهِ فرصت‌سازی و تصمیم‌آفرینی و طراحی‌های مناسب و کارساز شماست.
«فرصت نداشتن»، بهانه‌ی همیشگیِ آدم‌های معمولی‌ست.

اما حقیقت این‌ست که
فرصت، از جنس «داشتن و نداشتن» نیست؛ از جنس «خلاقیت» و «نوآفرینی»‌ست.

این، خود شما هستید که باید فرصت‌ها را خلق کنید.
جهان، گوش‌به‌زنگِ مهندسیِ تصمیم و طراحی و برنامه‌ریزی شماست.
اصلاً مهم نیست که در چه موقعیت و مناسبتی به‌سر می‌برید.
مهم نیست که سالخورده هستید یا جوان؛ مهم نیست که بازنشسته‌اید یا شاغل‌...
این‌ها، همه نسبی‌ست و هیچ نقشی در طرح و چشم‌انداز و دورنمایِ کلان‌نگرانه‌ی شما ندارد!

مهم این‌ست که «زندگی»تان را در نهایتِ «آرامش» و «اختیار»، در اختیار خویش درآورید.
انتظار شما از هستی و حیات، چیست؟
و طرح و تعبیرتان از طراحی سرنوشت، کدام است؟

سرنوشت، یک سفر است؛ سفری دیگرگون و فراگیر.
و گفتن ندارد که ـ‌البته‌ـ ‌هر سفری، نقشه‌ی راه هم می‌خواهد.

سفر سرنوشت، بزرگراهِ بلندش را زیر پای‌تان گسترانیده‌ است.

مهندسی طراحی سرنوشت،خصوصیت و تخصص کمی نیست.
معجزه‌هایی فراوان در راه است؛ معجزه‌های فراوانی، معجزه‌های زندگانی...
منتظر کفش‌های‌تان هم نمانید.
یک‌بار هم که شده، سبک‌بار و مصمّم ـ‌حتی با پاهای برهنه‌ـ ‌همین حالا، به‌راه بیفتید.

«سبکباران»، آن‌قدرها هم شیوه‌های «سایه‌سنگینان» را جدی نمی‌گیرند!
+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 اردیبهشت1388ساعت 20:2  توسط پرویز ستوده شایق  | 

   سلسله جبال بزغوش كه همزمان با مواد خروجي آتشفشانهاي سهند و سبلان ارتفاع يافته در 18 كيلومتري جنوب شهرستان سراب و 35 كيلومتري شمال ميانه قرار دارد . طول اين رشته كوه 120 كيلومتر و عرض آن بين 40 تا 45 كيلومتري متغيير مي باشد . جهت آن شرقي – غربي بوده و تا دره قرانقوچاي كه آن را از دامنه شرقي سهند جدا مي سازد ادامه دارد . دامنه هاي سرسبز و زيبا و مراتع وسيع محل اسكان ايلات و عشاير و دامپروران و روستائيان اطراف مي باشد . بطوري كه سراب به صورت يكي از قطب هاي مهم دامپروري در سطح كشور در آمده است . بزغوش داراي چشمه هاي متعدد آبگرم از جمله اسب فروشان ، بوشلو ، سقزچي ، الله حقي ، بويوك وئي ، شالقون و جلده باخان مي باشد . شاخه هائي از رودخانه تلخه رود يا آجي چاي از دامنه هاي شمالي اين كوهستان سرچشمه مي گيرد . ميانگين بارش ساليانه منطقه بين 400 تا 500 ميليمتر بوده كه اكثراً در ماه هاي سرد سال به صورت يخ و برف بر روي قلل منطقه انباشته شده و در فصلهاي بهار و تابستان بسوي اراضي حاصلخيز مجاور جاري ميگردد.

      بعد مسافت اين منطقه نسبت به شهرها و مراكز مهم و نيز وجود كوهستان بلند همانند سبلان در شمال منطقه باعث گرديده كه استقبال كمتري توسط كوهنوردان ساير استانها به جز آذربايجان جهت صعود اين قله صورت گيرد . ما توجه همه دوستداران طبيعت و كوهنوردي را به اين قله بكر و زيبا جلب مي نمائيم . همچنين دامنه هاي بزغوش در صورت سرمايه گذاري و عمران و آبادي منطقه مي تواند به صورت يكي از قطب هاي مهم صنعتي ، كشاورزي و تفريحي استان درآيد . بلندترين قله در نقشه هاي معتبر جغرافيائي در اين منطقه به ارتفاع 3303 متر از سطح دريا و 1600 متر نسبت به زمينهاي اطراف همين رشته كوه يعني بزغوش است . اين قله از دو مسير صعود میگردد .

الف – مسير جنوبي به مبدا صعود از روستاي ورنكش كه براي كوهنوردان سهلترين راه از طريق ميانه مي باشد .

ب – مسير شمالي به مبدا صعود از روستاي اسب فروشان ( اسبي سي )

و یک مسیر نیز توسط دوستانمان در گروه کوهنوردی آذربایجان شرقی صعود گردیده که یکی از اعضاء گروه کوهنوردی پژوهشکده مهندسی جهاد کشاورزی آقای خسرو یوسفی در آن تیم بوده و قرار است برنامه برای گروه کوهنوردی پژوهشکده مهندسی جهاد کشاورزی نیز از همان مسیر اجرای گردد .

ج- مسیر صعود از بخش ترکمانچای که گروه کوهنوردی پژوهشکده مهندسی جهاد کشاورزی قصد صعود از این مسیر را در روز پنجشنبه  و جمعه 24 و 25 اردیبهشت 88 را دارد که پس از صعود گزارش مربوط در نشاط کوهستان خواهد آمد .

تصاویر از وبلاگ صدای کوهستان

نشاط کوهستان  http://neshate-koohestan.blogfa.com

نشاط کوهستان   http://neshate-koohestan.blogfa.com

اولین نفر از سمت چپ آقای خسرو یوسفی هستند .

+ نوشته شده در  سه شنبه 22 اردیبهشت1388ساعت 9:49  توسط پرویز ستوده شایق  | 

انسان اگر ناخوش باشد و كار كند بهتر از اين است كه سلامت باشد و بيكار بنشيند . كازوبون

انسان با استقامت قدرت و نفوذ تعقل واستدلال ميتواند حتي بر وبا و طاعون غلبه كند . ناپلئون بناپارت
واژه ها سرشار از پندارهاست ارزش آنها همپاي زندگي است . ارد بزرگ

به گرسنگي مردن بهتر كه نان فرو مايگان خوردن . سعدي

ما در رويدادهاي زندگي خود نقشي نداريم، اما در اينكه چگونه آنها را تعبير كنيم، مؤثر هستيم . نيچه
با ، رفته گان به جهان ديگر، نتوان همراه شد ، كه  اين كوشش و همراهي عمر را  بباد مي دهد . ارد بزرگ

هركس همان گونه است كه فكر مي كند پس مراقب افكار خود باشيد . ذهن همچون ساعتي پيوسته درحال كار كردن است و بايد هر روز با انديشه هاي خوب آن را كوك كرد . جي.پي.واسواني

ميان دانستن و دريافت كردن فاصله زيادي است. دانستن دشوار نيست اما دريافت كردن دشوار است. شو كينگ

هيچ پير جهان ديده اي منكر برآيند زهرآلود ، دارايي حرام در زندگي آدمي نيست . ارد بزرگ
دشمن چون از همه حيلتي فرو ماند سلسله دوستي بجنباند . پس آنگه به دوستي كارها كند كه هيچ دشمني نتواند . سعدي
بي خردي اسارت بدنبال دارد .و خرد موجب آزادي و رهايي است . فردوسي خردمند
ميهماني هاي فراوان  از ارزش آدمي مي كاهد ، مگر ديدار پدر و مادر . ارد بزرگ

موفقيت تنها يك چيز است اين كه : زندگي را به دلخواه خود بگذرانيد. كريستوفرمورلي

هستي ما به ناپايداري ابرهاي پاييز تماشاي تولد و مرگ موجودات همچون نظاره شعله‌‌هاي آتش يك عمر مانند جرقه رعدي در آسمان چون سيلابي پر شتاب و روان از سراشيبي كوهي . گواتما بودا

آنكه براي وجود خويش ارزشي نمي پندارد ، شان و فر كسي را نگه نمي دارد . ارد بزرگ

هيچ كس نمي تواند ما را بهتر از خودمان فريب دهد .گوته
زندگي بخت آزمايي بزرگي است كه فقط بليط هاي برنده را مي توان ديد» ضرب المثل سانسكريت
نمي توان اميد داشت ، آدم هاي كوچك رازهاي بزرگ را نگاه دارند. ارد بزرگ
درختان بارور خم مي شوند و مردان بزرگ متواضع ميگردند، اما شاخه هاي خشك و مردم نادان مي شكنند وخم نمي شوند. يوستين گوردر

انسان وقتي تمام عيار، وحدت يافته، آرام، بارور و شادمان مي شود كه فرآيند فرديت كامل شود، وقتي كه ؛ خودآگاه و ناخودآگاه او بياموزند در صلح و صفا با هم زندگي كنند و مكمل يكديگر باشند . ك.گ.يونگ

رويا پردازي كه عملگرا هم باشد مي تواند سرچشمه دگرگوني هاي بسيار گردد . ارد بزرگ

جامعه وجود ندارد جوامع وجود دارد . كوروش

موفقيت روي ستون هاي شكست شكل مي گيرد . سري چينموي
آگاهي تنها راه رسيدن به آزادي ست . ارد بزرگ

اگر مي خواهيد حقيقتاً زندگي كنيد، ابتدا مردن را بياموزيد! . توكارام

بعضي صليب را روي گور خود مي گذارند و برخي آنرا لنگر كشتي مي سازند . کولستون

از:دختررز

+ نوشته شده در  سه شنبه 22 اردیبهشت1388ساعت 7:16  توسط پرویز ستوده شایق  | 

سرکار خانم گِرلينده کالتنبرونر (Gerlinde Kaltenbrunner) کوهنورد اتريشي، توانست در تاريخ پنج‏شنبه 12 ارديبهشت 1387 برابر با 1 مه 2008، يازدهمين قلّه‏ي 8000 متري خود را فتح نمايد. وي در اين تاريخ با صعود قلّه‏ي ذائولاگيري (8167 متر) در نپال توانست به عنوان اوّلين بانويي که 11 قلّه از 14 قلّه‏ي هشت‏هزارمتري جهان را فتح نموده است، در رأس بانوان کوهنورد جهان بايستد. اميد است تلاش ايشان سرمشق بانوان کوهنورد ايراني باشد.

نشاط کوهستان  http://neshate-koohestan.blogfa.com

از :جامعه کوهنوردان ایران

+ نوشته شده در  دوشنبه 21 اردیبهشت1388ساعت 14:16  توسط پرویز ستوده شایق  | 

نشاط کوهستان    http://neshate-koohestan.blogfa.com

كدام نوع مواد غذايي در كوهنوردي مهمترند:
چربی ، کربوهیدرات یا پروتئین ؟
قرار گرفتن در معرض ارتفاع باعث افزایش مصرف گلوکز بعنوان سوخت بدن در حال استراحت و فعالیت می شود .
مصرف گلوکز در يك اقامت طولانی مدت در ارتفاع در مدت زمان مشابه در مقایسه با سطح دریا افزایش می یابد و این مسئله باعث کاهش سطح گلوکز خون در برنامه هاي كوهنوردي می شود مگر اینکه مصرف کربوهیدرات را قبل از عزیمت به ارتفاع افزایش دهیم .
در فعالیت هایی مثل اسکی، کربوهیدراتها سوخت اصلی هستند و بعد از چند ساعت فعالیت افت قند شروع می شود . البته این افت قند به شدت ومدت فعالیت اسکی بستگی دارد .
مطالعات انجام شده همچنین حاکی از این است که مصرف کافی کربوهیدرات علائم بیماری حاد ارتفاع را کاهش می دهد و میزان اکسیژن مصرفی جهت سوزاندن کربوهدرات 8 تا 10 % کمتر از میزان مورد نیاز برای متابولیسم چربی است .
بنابراین سوخت ایده آل برای بدن در ارتفاعات کربوهیدرات است . البته این بهترین پاسخ دوستانه برای آنها که مجبورند تمام غذایشان را به صورت کربوهیدرات حمل کنند نیست . و میزان انرژی چنین غذایی هم به میزان غذای تشکیل شده از چربی نیست چرا که از هر گرم چربی تقریبا به میزان2 برابر کربوهیدرات انرژی حاصل می شود .در نتیجه شما مجبورید کربو هیدرات بیشتری بخورید و بنابراین میزان بار بیشتری را حمل کنید . از آنجا که اشتها در ارتفاعات کاهش می یابد و اغلب غذا هایی کربوهیدراتی حجیم هستند ممکن است کوهنوردان با مصرف کربوهیدرات های فشرده و پر کالری در ارتفاع مشکل پیدا کنند.
به هر حال ماجرا وقتی مهمتر تلقی می شود که بخواهید در یک کوه پیمایی طولانی همراه با مایعات شیرین توام با الکترولیت ها غذاهای پرکالری حاوی کربوهیدرات را نیز مصرف نمایید .
در سفر های پرمخاطره و وضعیت هایی مثل سفر اکتشافی قطب (مثل سفر کاپیتان اسکات ) اهمیت غذاهای کربوهیدراتی در به حداقل رساندن کاهش وزن و از دست دادن توده چربی بدن کاهش ترکیبات هیدرات کربنی فشرده و پرکالری بخوبی نشان داده شده است . در هر صورت در چنین فعالیت و سفری که نیاز به شجاعت و مهارت بالا داشت نه اسکات و نه همراهانش متوجه نشدند که سوء تغذیه شدیدی موجب مرگشان شد اگر چه کربوهیدرات ها مهمترین سوخت بدن در ارتفاع تلقی می شوند ولی باید این واقعیت را در نظر بگیریم که آنچه در ارتفاع مهم است حفظ بالانس انرژی است . فقدان انرژی کافی در ارتفاع نه تنها ریسک ابتلا به بیماری حاد کوهستان و دهیدراتاسیون را افزایش می دهد بلکه منجر به افزایش مصرف سوخت پروتئینی می گردد که بالانس منفی مصرف پروتئین را بدنبال دارد به خاطر همین مسائل است که چنانچه عملکردبيشتری را مد نظر داشته باشیم دریافت بیشتر پروتئین و کربوهیدرات را توصیه می کنیم ضمناً چون اشتها در ارتفاع کاهش می یابد مصرف ترکیبات قندی و پروتئینی تواما توصیه می شود خوراکی هایی مثل ماست های طعم دار ، میلک شیک ، مکمل های ورزشی ، برگه های میوه و مایعات حاوی قند و مواد معدنی برای ارتفاع ایده ال بنظر می رسند .
غذاهای کربوهیدراتی متراکم :
این غذاها برای افرادی که مجبورند غذایشان را حمل کنند مفید تر هستند چرا که این غذاها با حجم کم، انرژی زیادی را عرضه می کنند و انگیزه ورزشکار و کوهنورد برای خوردن غذا را افزایش می دهند .
بعضی از کربوهیدراتهای متراکم عبارتند از :
• عسل ، مربا و شربت
• ژله های ورزشی
• آب و خود کمپوت
• انواع نوشیدنی های ورزشی که به صورت پودر در آمده
• پاستا و غلات متراکم
• نوشیدنی های انرژی زا
• میوه های خشک
• برنج
• عصاره مالت
• کیک نعناع
• نان شیرین
• ترکیبی از هیدرات کربن متراکم و پرکالری همراه با محتوای مایع ممکن است برای ورزشکاران ارتفاع که با کاهش اشتها نیز مواجهند جذاب تر باشند و ضمنا دسترسی به آنها نیز آسانتر باشد .
• مهمترین غذا های سرشار از کربوهیدرات با محتوی مایع بالاعبارتند از :
• برگه های میوه
• مکملهای خوراکی مایع
• نوشیدنی های پر کربوهیدرات تجاری
• ژله های ورزشی
• ماست طعم دار
• بستنی
• میلک شیک
• ماست فریز شده
• عصاره کمپوت

از:تبریزکوه


برچسب‌ها: مطالب آموزشی, تغذیه در کوهستان
+ نوشته شده در  دوشنبه 21 اردیبهشت1388ساعت 9:46  توسط پرویز ستوده شایق  | 

 روزی خورشید و باد با هم در حال گفتگو بودند و هر كدام نسبت به دیگری ابراز برتری میكرد، باد به خورشید می گفت كه من از تو قویتر هستم، خورشید هم ادعا میكرد كه او قدرتمندتر است. گفتند بیاییم امتحان كنیم، خب حالا چه طوری؟
دیدند مردی در حال عبور بود كه كتی به تن داشت. باد گفت كه من میتوانم كت آن مرد را از تنش در بیاورم، خورشید گفت پس شروع كن. باد وزید و وزید، با تمام قدرتی كه داشت به زیر كت این مرد می كوبید، در این هنگام مرد كه دید نزدیك است كتش را از دست بدهد، دكمه های آنرا بست و با دو دستش هم آنرا محكم چسبید.
باد هر چه كرد نتوانست كت مرد را از تنش بیرون بیاورد و با خستگی تمام رو به خورشید كرد و گفت: عجب آدم سرسختی بود، هر چه تلاش كردم موفق نشدم، مطمئن هستم كه تو هم نمی توانی.
خورشید گفت تلاشم را می كنم و شروع كرد به تابیدن، پرتوهای پر مهرش را بر سر مرد بارید و او را گرم كرد. مرد كه تا چند لحظه قبل با تمام قدرت سعی در حفظ كت خود داشت دید كه ناگهان هوا تغییر كرده و با تعجب به خورشید نگریست، دید از آن باد خبری نیست، احساس آرامش و امنیت كرد.
با تابش مدام و پر مهر خورشید او نیز گرم شد و دید كه دیگر نیازی به اینكه كت را به تن داشته باشد نیست بلكه به تن داشتن آن باعث آزار و اذیت او می شود. به آرامی كت را از تن بدر آورد و به روی دستانش قرار داد.
باد سر به زیر انداخت و فهمید كه خورشید پر عشق و محبت كه بی منت به دیگران پرتوهای خویش را می بخشد بسیار از او كه می خواست به زور كاری را به انجام برساند قویتر است.


برچسب‌ها: داستان کوتاه
+ نوشته شده در  یکشنبه 20 اردیبهشت1388ساعت 20:23  توسط پرویز ستوده شایق  | 

دومین اثر ملی طبیعی ثبت شده ی ایران را دریابیم!


به قلم محمود بهادری مسئول بخش فرهنگی و حفاظت از محیط کوهستان هیئت کوهنوردی و صعودهای ورزشی استان تهران:

معرفی چشمه های باداب سورتسال گذشته پس از شناسایی و پیگیری گروه کوه نوردی لواسان چشمه ی باداب سورت به عنوان دومین اثر ملی طبیعی ایران ثبت شد. لازم به یادآوری است که سال 1387، کوه دماوند، چشمه های باداب سورت و سرو ابرکوه به عنوان سه اثر طبیعی توسط سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری کشور ثبت شدند.
چشمه های باداب سورت واقع در استان مازندران، شهرستان ساری، بخش چهاردانگه، دهستان پشت کوه، روستای سورت، حدفاصل روستاهای اروست و مال خواست قرار دارد.
چشمه های باداب سورت مشتمل بر دو چشمه با آب های کاملا متفاوت از لحاظ رنگ، بو، مزه و حجم آب است. چشمه پرآب دارای آب بسیار شور و دارای استخری با قطر حدود 15 متر و عمق زیاد است. چشمه دوم که در بالادست و شمال غربی این چشمه قرار دارد، ترش مزه و دارای آبی به رنگ قرمز و نارنجی است، در اطراف چشمه کمی رسوب آهن نشسته است.
جریان آب های رسوبی و معدنی این چشمه ها طی سال ها، در شیب پایین دست کوهستانی خود، صدها طبقه و ده ها حوضچه بسیار زیبا به رنگ های نارنجی، زرد و قرمز در اندازه های مختلف پدید آورده اند. این طبقات و حوضچه ها در واقع جاذبه اصلی و ویژگی منحصر به فرد چشمه های باداب سورت است. زیبایی این طبقات و محل ویژه قرارگیری چشمه در دامنه کوهستان و چشم اندازهای ویژه اطراف به ویژه در غروب تحسین برانگیز است.
این چشمه ها در ارتفاع 1840 متری واقع شده اند و در ایران بی نظیر هستند و تا جایی که می دانیم در کشور ترکیه چشمه ای به نام کالاتاپار که تا حدی شبیه باداب سورت وجود دارد.
اطراف چشمه پوشیده از درختچه های زرشک وحشی و ارتفاعات بالاتر پوشیده از جنگل های سوزنی برگ است.

معدن کاوی بلای جان این اثر ملی ثبت شده
توسعه پایدار در حقیقت ایجاد تعادل میان توسعه و محیط زیست است یا به عبارتی توسعه با استراژی حفظ منابع طبیعی است. آیا معدن کاوی که روند استفاده از منابع تمام شونده و از بین بردن منابع است به توسعه پایدار نزدیک تر است یا گردشگری که اکنون براساس آمار به اندازه درآمد های نفتی و معدنی برای کشورهای جهان درآمد ایجاد می کند؟!
کوه نوردان معدن کاوی گسترده سنگ های گرانیت در منطقه و معدن کاوی های گسترده در کوه دماوند که پیش از باداب سورت به عنوان نخستین اثر ملی طبیعی ثبت شده بود و همچنان ادامه دارد را به خوبی می شناسند. از سال 1384 مجوز اکتشاف معدن سنگ تراورتن در کنار چشمه ی باداب سورت برای یک شخص حقیقی صادر شده است و بااینکه موفق به تمدید مجوز یا اخذ مجوز بهره برداری نشده اند هنوز هم حفاری ادامه دارد، بدیهی است که پس از ثبت این اثر باید اقدامی قطعی برای توقف معدن کاوی و بازسازی صدمات دیده شده در منطقه مانند بستن جاده معدن که موجب تردد ماشین ها تا کنار چشمه می شود صورت می گرفت.
معدن کاوی های گسترده ای در این منطقه ی زیبا و بکر در جریان است و حتی در سراسر ایران در جریان است که بسیاری از آنها در غالب توسعه پایدار و صرفه اقتصادی پایدار و پر درآمد در مقیاس ملی بررسی شوند.
به طور کل درباره تهدیدات معدن کنار چشمه موارد زیر وجود دارد:

-  معدن با کندن پایین دست موجب کم شدن آب چشمه ها شده است.
-  این معدن با کشیدن جاده و برداشت از سطح کوه چشم انداز بسیار زشتی را ایجاد کرده است.
-  جاده معدن که تا کنار چشمه امتداد دارد مورد استفاده قرار می گیرد و ماشین ها تا کنار چشمه می روند.
(حتی زمان حضور ما نوجوانی از روستای اروست با تراکتور به آنجا آمد و وارد چشمه هم می شد که پس از صحبت با وی در مورد اهمیت حفظ چشمه، در پاکسازی و انتقال زباله ها با تراکتور یاری گرفتیم.)
-  جاده معدن یک قبرستان بسیار وسیع قدیمی را در شیب کوه برش داده است و اسکلت ها از دیواره سمت کوه جاده بیرون زده اند که این موضوع از لحاظ تاریخی و باستان شناسی قابل بررسی است.
-  این معدن در صورت ادامه فعالیت ناگزیر است روزی طبقات و حوضچه های چشمه را نیز بکاود.

گردشگری پایدار راه برون شد از بحران

اکوتوریسم که از آن به عنوان صنعت سبز یاد می شود، سفری است مسئولانه که باعث افزایش درآمد مردم محلی و کاهش اثرات منفی بر جامعه محلی و محیط طبیعی است.
اینکه معرفی و جاذبه های طبیعی و تردد گردشگر یک تهدید است یا یک مزیت، یک موضوع مطرح بین علاقه مندان به محیط زیست و کوه نوردان بوده است و من همیشه در این مورد تردید داشتم، اما اکنون بر اساس چند سال تجربه و بررسی می توانم بگویم که بی تردید گسترش گردشگری مسوولانه نه تنها یک تهدید نیست، حتی در بیشتر موارد می تواند به شناسایی و حفظ جاذبه ها کمک کند.
در مورد گردشگری و چشمه های باداب سورت باید گفت که قبل از شناسایی و ثبت آن در سال گذشته، متاسفانه همواره گردشگران از شهرهای سمنان و ساری و سایر شهرها و روستاهای اطراف، به ویژه در فصول گرم سال برای آب تنی و حمام به آنجا می رفتند و می پندارند برای درمان امراض پوستی و دردهای کمر، پا، رماتیسم سودمند است. همچنین مردم روستاهای اطراف مقداری از آب چشمه را برای استحمام به خانه می برند. در این روند چشمه و منطقه اطراف از موارد مانند: رهاکردن زباله های فراوان، بستن جریان آب به پایین دست و طبقات و حوضچه ها با لباس، استفاده از مواد شوینده، روشن کردن آتش در اطراف، گرم کردن سنگ با آتش و قراردادن آنها در حوضچه ها به منظور گرم شدن آب و تردد فراوان و بی ملاحظه با کفش آسیب فراوان می دیده است که البته اکنون نیز به دلیل عدم وجود طرح و برنامه ی مشخص این روند به شدت ادامه دارد!
زمانی که مشغول پاک سازی چشمه بودیم، حضور یکی از دوستان قدیمی که تورهای طبیعت گردی برگزار می کنند همراه چند نفر پس از آن یک زوج کوه نورد دیگر مرا شگفت زده کرد، آنها که از طریق اینترنت با باداب سورت آشنا شده بودند در جمع آوری زباله ها، باز کردن جریان آب و صحبت با مردم محلی برای توجه دادن آنها به اهمیت این چشمه و پنانسیل بالای گردشگری و توسعه پایدار در منطقه کمک زیادی کردند. به نظر می رسد همیاری برگزارکنندگان تورهای طبیعت گردی، افراد شرکت کننده در این تورها و گروه ها و مردمی که تجربه و دانش گردشگری را دارند می تواند روند تخریب این چشمه را کند نماید و در صورت تهیه و اجرای طرح گردشگری و توقف معدن کاوی به تخریب دومین اثر طبیعی ایران پایان دهد.


به پاس چشم انداز با شکوه و دل انگیز این چشمه و منطقه، به تمام کسانی که از این چشمه بازدید خواهند کرد پیشنهاد می شود:
-  در مورد تخریب ها و آلودگی محیط اطراف چشمه و عوامل پدیدآورنده آن، حساسیت نشان دهند و عکس و گزارش های خود را برای انجمن کوه نوردان ایران، مطبوعات و دیگر رسانه ها بفرستند.
-  در مورد طرح معدن کاوی در منطقه موضع گیری کنند و در این رابطه و پتانسیل بالای جذب توریست با مردم محلی صحبت کنند.
-  ضمن آلوده نکردن چشمه، مقداری از زباله های اطراف را جمع آوری کنید.
-  مسیر آب را برای جریان داشتن روی طبقات باز کنید.
-  بدون کفش روی طبقات و حوضچه ها گام بردارید.
در پایان باید گفت که تعطیلی دایمی معدن و تدوین و اجرای طرح اصولی گردشگری می تواند با تشکیل کارگروه ویژه ای متشکل از کارشناسان میراث فرهنگی، محیط زیست، نمایندگان جامعه محلی و نمایندگان انجمن کوه نوردان ایران برای حفاظت دومین اثر ملی طبیعی صورت گیرد و با توجه به احتمال طولانی شدن تحقق این امید، بهتر است سریع تر همزمان با توقف حفاری غیر مجاز در منطقه، حریمی را برای چشمه در نظر گرفت و یک نگهبان که می تواند از مردم محلی نیز باشد برای آن در نظر گرفت.

ازسایت هیئت کوهنوردی استان تهران


برچسب‌ها: مطالب آموزشی, گردشگری و اکوتوریسم, اثر طبیعی ملی
+ نوشته شده در  یکشنبه 20 اردیبهشت1388ساعت 10:41  توسط پرویز ستوده شایق  | 

نشاط کوهستان پژوهشگران توصیه می‌كنند كه اگر ژیمناستیك و رژیم گرفتن را فراموش كنید و درعوض كانال تلویزیون را روی فیلم كمدی مورد علاقه آن تنظیم كنید، می‌توانید از شر چند كیلو اضافه وزن خلاص شوید..

  پژوهشگران ادعا كرده‌اند كه یك ساعت خندیدن می‌تواند 100 تا 120 كالری انرژی را در بدن انسان بسوزاند.

مقدار انرژی كه هر فرد مصرف می‌كند به هنگام خندیدن و شوخی كردن تا 20 درصد افزایش پیدا می كند.

به گفته پژوهشگران؛ مقدار انرژی كه به هنگام خنده مصرف می‌شود معادل میزان انرژی مصرفی به هنگام 40 دقیقه جارو برقی كشیدن، 15 تا 20 دقیقه پیاده‌روی یا 18 تا 27 دقیقه وزنه برداری است.

به این ترتیب شوخی كردن و خنده زیاد می‌تواند كمك كنند كه هر فرد در ماه 1 تا 21 كیلو وزن از دست بدهد.
 
روزنامه دیلی استار به نقل از دكتر هلن پیلچر پژوهشگر و سرپرست این تحقیق كه با همكاری شبكه كمدی «گلد» صورت گرفته در این باره می‌گوید: قهقهه زدن و خندیدن باعث می‌شود كه هوای بیشتری تنفس كنید و به این ترتیب اكسیژن بیشتری وارد ریه‌های شما می‌شود. در نتیجه قفسه سینه مرتب بالا و پایین می‌رود و ماهیچه‌های شكمی فعال می‌شوند؛ به طوری كه این فعالیت مثل یك تمرین بدنی مناسب است..
پژوهشگران توصیه می‌كنند كه اگر ژیمناستیك و رژیم گرفتن را فراموش كنید و درعوض كانال تلویزیون را روی فیلم كمدی مورد علاقه آن تنظیم كنید، می‌توانید از شر چند كیلو اضافه وزن خلاص شوید.

به گزارش ایسنا، پژوهشگران ادعا كرده‌اند كه یك ساعت خندیدن می‌تواند 100 تا 120 كالری انرژی را در بدن انسان بسوزاند.

مقدار انرژی كه هر فرد مصرف می‌كند به هنگام خندیدن و شوخی كردن تا 20 درصد افزایش پیدا می كند.
به گفته پژوهشگران؛ مقدار انرژی كه به هنگام خنده مصرف می‌شود معادل میزان انرژی مصرفی به هنگام 40 دقیقه جارو برقی كشیدن، 15 تا 20 دقیقه پیاده‌روی یا 18 تا 27 دقیقه وزنه برداری است.
به این ترتیب شوخی كردن و خنده زیاد می‌تواند كمك كنند كه هر فرد در ماه 1 تا 21 كیلو وزن از دست بدهد.
روزنامه دیلی استار به نقل از دكتر هلن پیلچر پژوهشگر و سرپرست این تحقیق كه با همكاری شبكه كمدی «گلد» صورت گرفته در این باره می‌گوید: قهقهه زدن و خندیدن باعث می‌شود كه هوای بیشتری تنفس كنید و به این ترتیب اكسیژن بیشتری وارد ریه‌های شما می‌شود. در نتیجه قفسه سینه مرتب بالا و پایین می‌رود و ماهیچه‌های شكمی فعال می‌شوند؛ به طوری كه این فعالیت مثل یك تمرین بدنی مناسب است.
 
 
نکاتی دیگر درباره خندیدن 
خنده یك پاسخ فیزیولوژیك به شوخ طبعی میباشد. خنده از دو مولفه ژست ها و تولید اصوات تشكیل یافته است.
چه اتفاقاتی حین خنده روی میدهند:

 1- 15 عضله صورت منقبض میشوند.
2- عضله اصلی گونه كه لب بالا را بلند میكند تحریك میشود.
3- اپی گلوت (مدخل حنجره) حنجره را بصورت نیمه بسته در می آورد بنابراین شما به نفس نفس می افتید.
4- در خنده های شدید غدد اشكی نیز تحریك میشوند.
5- كنترل عضلات بدن از دست شما خارج شده و بدن شل میگردد.
 
علل روانشناختی خنده:
1-نشانه اعتماد به دیگران.
2-تقویت روابط اجتماعی.
3-اجتناب از درگیری و برخورد.
4-ایجاد صمیمیت.
5-خنده گویای پذیرش و تعاملات مثبت است.
6-خنده بیانگر و اثبات كننده عضوی از یك گروه بودن است.

 
مطالب جالب در مورد خنده:

  1-افراد 30 برابر بیشتر در حضور جمع می خندند تا در تنهایی و بطور انفرادی.
2-خنده قابل سرایت است.
3-صدای خنده متشكل از آواهایی است كه در هر 210 میلی ثانیه تكرار میشوند.
4-انسان ها بسته به اینكه در حضور چه فرد و یا افرادی هستند بطور متفاوتی میخندند.
5-مردها هنگامی كه در كنار یكدیگر میباشند، با خندیدن دوستی و رفاقت خود را ابراز كرده و روحیه رقابت جویانه میان خود را تعدیل میبخشند.
6-حداكثر فركانس صوتی كه مردها قادرند با خنده تولید كنند 1200 هرتز است، اما زنان قادرند فركانسی تا 2000 هرتز تولید كنند.
7-خنده همواره پس از مكث در پایان جملات و عبارات خنده دار روی میدهد.
8-كودكان 300 بار در روز و بزرگسالان بطور متوسط 17 بار در روز می خندند.
9- 80 درصد خنده ها در پاسخ به جوك و لطیفه نمیباشد. اغلب خنده ها در هنگام خداحافظی و یا خوشامد گویی و سلام كردن روی میدهند.
10-زنان 126 درصد بیشتر از مردان میخندند.
11-صدای خنده زنان آهنگین تر از صدای خنده مردان است.
12-شمپانزه ها و موشهای صحرایی نیز میتوانند بخندند (اما نه مثل انسان ها). 
 
فواید خنده برای سلامتی:
1-خنده یك مكانیسم دفاعی و كنار آمدن با استرس، تحقیر، خجالتزدگی و درد است.
2-خنده باعث افزایش سطح انرژی بدن میگردد.
3-خنده باعث كاهش استرس و تنش روانی میگردد.
4-خنده باعث كاهش درد میگردد.
5-خنده باعث افزایش روحیه فرد و احساس خوب نسبت به خود داشتن میگردد.
6-خنده باعث بهبود كاركرد مغز میگردد. خنده باعث تحریك هر دو نیمكره مغز گردیده و در عملكرد آنها تعادل ایجاد میكند.
7- خنده باعث ماساژ دادن ارگان های شكمی و بهبود كاركرد آنها، تقویت عضلاتی كه ارگانهای شكمی را در جای خود نگه میدارند، و افزایش و بهبود عمل جذب و هضم میگردد.
8-خنده باعث تقویت یادگیری و تمركز میگردد.
9-خنده باعث كاهش تنش عضلانی میگردد.
10-خنده یك تمدد اعصاب و تكنیك تن آرامی رایگان و آسان است.
11-هنگام خنده فشار خون و سرعت ضربان قلب شما افزایش می یابد. اما بلافاصله پس از اتمام خنده فشار خون كاهش می یابد(كمتر از حد طبیعی)
12-خنده باعث تغییر رفتار ما میشود. پس از خنده ما بیشتر صحبت كرده وتماس چشمی و فیزیكی بیشتر برقرار میكنیم.
13-خنده باعث كاهش سطح هورمونهای استرس میگردد. این هورمونها كه در هنگام تجربه استرس و خشم ترشح میگردند باعث سركوب سیستم ایمنی بدن، افزایش پلاكت های خون و افزایش فشار خون میگردند.
14-خنده باعث تقویت سیستم ایمنی میگردد. خنده سلولهای T وB و گاما اینترفرون را افزایش میدهد.
15-خنده ممكن است به سرفه و سكسكه بیانجامد كه باعث پاك شدن مجاری تنفسی از مخاط اضافی میگردد.
16-خنده باعث افزایش ایمنوگلوبین A میگردد كه از مجاری تنفسی در برابر ارگانیزمهای بیماریزا دفاع میكند.
17-خندیدن یك نوع فعالیت بدنی هوازی میباشد.100بار خندیدن معادل 15 دقیقه فعالیت با دوچرخه ثابت میباشد. خنده باعث كاهش فشار خون، افزایش جریان خون در بدن و افزایش اكسیژن رسانی در بدن میگردد.
18-خنده باعث ورزش دیافراگم وعضلات شكم، تنفسی، صورت، پا و كمر میگردد.
19-خنده باعث تخلیه انرژی و احساسات منفی و مخرب میگردد.
20-خنده با افزایش اكیسژن رسانی باعث تسریع بهبود زخم ها میگردد.
21-خنده كوتاهترین مسیر میان دو فرد است.
 
چگونه شوخ طبع باشیم:
ناهمخوانی (با عقاید، تصورات)، غیر منتظره بودن، غافل گیر كننده بودن، ممنوع بودن (اعمال، رفتار و شخصیت)، و تاخیردر درك (به اصطلاح گرفتن مطلب) همگی میتواند فاكتورهای شوخ طبعی باشند.

+ نوشته شده در  شنبه 19 اردیبهشت1388ساعت 23:4  توسط پرویز ستوده شایق  | 

برادر عاشق دختری زیبا شدند وقصد ازدواج با وی کردند. اما هیچکدام به نفع دیگری کنار نرفت پس قضاوت به  حاکم شهر  سپردند. حاکم گفت: آیا دلیل عشق شما به این دختر فقط زیبایی وی است؟ هر دو جواب دادند: آری! پس حاکم امر کرد که هر کس امشب به فلان طویله برود و تا صبح فضولات بیشتری بخورد می تواند با دختر ازدواج کند! شب دو برادر به خوردن فضولات مشغول  شدند اما یکی از آنها زود دست از خوردن کشید و آن یکی همچنان به خوردن ادامه داد تا اینکه صبح شد! صبح خوشحال پیش حاکم رفت! حاکم گفت: تو شایسته ازدواج با این دختر هستی و می توانی با وی ازدواج کنی! جوان خوشحال شد و گفت: اما  چرا از من خواستید تا برای اینکه بتوانم با آن دختر ازدواج کنم تا صبح فضولات را بخورم؟ حاکم گفت: چون کسی که فقط بخاطر زیبایی دختری به وی دل می بنند و قصد ازدواج با وی می کند معلوم است عقل درستی ندارد و من می خواستم امتحان کنم کدامیک از شما  کم عقل ترید و برای این ازدواج شایسته تر! پس آن برادر ناراحت شد و از ازدواج با آن دختر پشیمان گشت! برادر دیگر از فرصت استفاده کرد و با آن دختر ازدواج کرد! برادر فضله خورده ناراحت دوباره پیش حاکم رفت و گفت: که برادرم از انصراف من سو استفاده کرد و با آن دختر ازدواج کرد! حاکم گفت: من درباره آن دختر تحقیق کردم و فهمیدم که علاوه بر زیبایی از فهم و کمالات هم برخوردار است و آنکه عاقل تر بود با وی ازدواج کرد!!!


برچسب‌ها: داستان کوتاه
+ نوشته شده در  شنبه 19 اردیبهشت1388ساعت 15:32  توسط پرویز ستوده شایق  | 

نشاط کوهستان

نشاط کوهستان

دوست عزیز عکس سوم باز نشد لطفاً دوباره برام ارسال کن - شاد و تندرست باشی مانند کوهستان

+ نوشته شده در  شنبه 19 اردیبهشت1388ساعت 12:49  توسط پرویز ستوده شایق  | 

آساني ميشه در دفترچه تلفن کسي جايي پيدا کرد
ولي به سختي ميشه در قلب او جايي پيدا کرد.

به راحتي ميشه در مورد اشتباهات ديگران قضاوت کرد
ولي به سختي ميشه اشتباهات خود را پيدا کرد.

به راحتي ميشه بدون فکر کردن حرف زد
ولي به سختي ميشه زبان را کنترل کرد.

به راحتي ميشه کسي را که دوستش داريم از خود برنجانيم
ولي به سختي ميشه اين رنجش را جبران کنيم.

به راحتي ميشه کسي را بخشيد
ولي به سختي ميشه از کسي تقاضاي بخشش کرد.

به راحتي ميشه قانون را تصويب کرد
ولي به سختي ميشه به آنها عمل کرد.

به راحتي ميشه به روياها فکر کرد
ولي به سختي ميشه براي بدست آوردن يک رويا جنگيد
.

به راحتي ميشه هر روز از زندگي لذت برد
ولي به سختي ميشه به زندگي ارزش واقعي داد.

به راحتي ميشه به کسي قول داد
ولي به سختي ميشه به آن قول عمل کرد.

به راحتي ميشه دوست داشتن را بر زبان آورد
ولي به سختي ميشه آنرا نشان داد

به راحتي ميشه اشتباه کرد
ولي به سختي ميشه از آن اشتباه درس گرفت.

به راحتي ميشه گرفت
وي به سختي ميشه بخشش کرد.

به راحتي ميشه يک دوستي را با حرف حفظ کرد
ولي به سختي ميشه به آن معنا بخشيد.


و در آخر:
به راحتي ميشه اين متن را خوند
ولي به سختي ميشه به آن عمل کرد

From stopliving

“A day without laughter is a day wasted.”          Charlie Chaplin

+ نوشته شده در  شنبه 19 اردیبهشت1388ساعت 0:25  توسط پرویز ستوده شایق  | 

گاهی کم می شوم و می شکنم.
گاهی "من" نیستم و دیگری شده ام.
گاهی صدا می شوم و می گویم آنچه را نباید بگویم.
گاهی پرنده می شوم و پرواز می کنم جایی که به قفس می رسد لحظاتش.
گاهی تو به دیدنم نمی آیی و می شوی غصه نیامدن و ندیدنها.
گاهی صدایت می کنم و نمی شنوی و می شنود بیگانگان و گمراه می شوم.
گاهی باید دلم را قفس کنم و یادت نرود از وجودم.
گاهی ...
خدایا، گاه و ناگاه یادت می کنم ...

+ نوشته شده در  شنبه 19 اردیبهشت1388ساعت 0:16  توسط پرویز ستوده شایق  | 

با سلام خدمت دوستان
تصاویری از برنامه دوره آموزش کوهپیمایی روز جمعه ۱۸/۲/۸۸ در بندیخچال تقدیم شما دوستان مهربان

نشاط کوهستان   http://neshate-koohestan.blogfa.com

نشاط کوهستان

+ نوشته شده در  جمعه 18 اردیبهشت1388ساعت 21:9  توسط پرویز ستوده شایق  | 

مراسم بزرگداشت نام آور هیمالیانوردی ایران
زنده یاد مهدی اعتمادفر

 
من عاقبت از اینجا خواهم رفت
پروانه ای که با شب می رفت
این فال را برای دلم دید.

دیری ست،
مثلِ ستاره ها چمدانم را
از شوقِ ماهیان و تنهاییِ خودم
پرکرده ام، ولی
مهلت نمی دهند که مثلِ کبوتری
در شرمِ صبح پربگشایم
با یک سبد ترانه و لبخند
خود را به کاروان برسانم

اما،
من عاقبت از اینجا خواهم رفت.
...


مسجد الجواد: یکشنبه 20 اردیبهشت  از ساعت 18:30 الی 20:00 (میدان هفت تیر)
مسجد سیدعزیزاله: سه شنبه 22 اردیبهشت از ساعت 10:30 الی 12:00 (بازار بزرگ – بین چهارسو بزرگ و چهارسو کوچک) ویژه آقایان

با آرزوی صبر و شکیبایی از خداوند مهربان برای خانواده، دوستان و آشنایان روانشاد مهدی اعتمادفر
روحش شاد
 
از: سایت هئیت کوهنوردی تهران
+ نوشته شده در  جمعه 18 اردیبهشت1388ساعت 20:36  توسط پرویز ستوده شایق  | 

تصاویر از دوره آموز کارآموزی کوهپیمایی روز پنجشنبه ۱۷/۲/۸۸  اعضاء گروه کوهنوردی پژوهشکده مهندسی جهاد کشاورزی در بند یخچال ، محل آموزش کوهنوردی در شمال تهران    مدرس : ستوده

نشاط کوهستان  www.neshate-koohestan.blogfa.cm

نشاط کوهستان     http://neshate-koohestan.blogfa.com

+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 اردیبهشت1388ساعت 20:21  توسط پرویز ستوده شایق  | 

به نقل از سایت فدراسیون کوهنوردی

اعتماد فر» در ارتفاعات دائولاگیری مفقود شد !

     
دوشنبه ، ۱۴ ارديبهشت ۱۳۸۸ ، ۰۸:۱۰

بر اساس اخبار رسیده  ؛ متأسفانه این کوه نورد و هیمالیانورد نام آشنای کشورمان ، در حین صعود به قله ی ۸۱۶۷ متری دائولاگیری و در ارتفاعی نزدیک به قله مفقود شده است ! وی این خبر را از یک کوه نورد چک نقل می کرد.
برای «اعتماد فر » عزیز آرزوی سلامتی داریم !

+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 اردیبهشت1388ساعت 20:17  توسط پرویز ستوده شایق  | 

تقدیم شما

نشاط کوهستان

نشاط کوهستان

+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 اردیبهشت1388ساعت 8:39  توسط پرویز ستوده شایق  | 

 
برگزاری کلاس صعودهای ورزشی در باشگاه رسالت
از خرداد 88

کارگروه صعودهای ورزشی هيئت كوهنوردي و صعودهاي ورزشي استان تهران در نظر دارد جهت رفاه علاقه مندان رشته سنگنوردي، كلاس هاي سنگنوردي براي بانوان و آقايان، توسط مربيان مجرب، در باشگاه رسالت برگزار نمايد. زمان برگزاري كلاس ها به شرح ذيل اعلام مي شود:


-   كلاس بانوان: روزهاي زوج 4-6 و 6-8 بعدازظهر
-   كلاس آقايان:  روزهاي فرد 4-6 و 6-8 بعدازظهر
-   مكان: باشگاه رسالت (ديهيم)
-   هزينه ثبت نام: هر جلسه 30.000 ريال
-   مدارك لازم: كارت بيمه ورزشي سال جاري
-   مكان ثبت نام: خيابان شهيد مدني شمالي (نظام‌آباد شمالي) - هيئت كوهنوردي و صعودهاي ورزشي استان تهران - باشگاه رسالت
*  كلاس بانوان از تاريخ 15/3/88 آغاز خواهد شد.
*  همچنين شايان ذكر است امكان برگزاري كلاس‌ بصورت خصوصي براي باشگاه‌ها، گروه ها، موسسات و غيره امكان پذير مي باشد.
 
از سایت هیئت کوهنوردی
+ نوشته شده در  سه شنبه 15 اردیبهشت1388ساعت 11:11  توسط پرویز ستوده شایق  | 

تصویر از صعود علم کوه به درخواست یه دوست . شاد و با نشاط باشید مثل کوهستان

نشاط کوهستان - علم کوه - شهریور 86


پنجشنبه 17 اردیبهشت1388 ساعت: 10:38 توسط:خسرو یوسفی
با سلام
یادش به خیر
در آن صعود همراه شما بودم و یکی از بهترین صعودهایم به قله علم کوه میباشد
یاد تمامی همنوردان به خیر و برایشان آرزوی سلامتی دارم
در وصال یار باید سجده شکر را بجا آوریم این وصال برای هرکس میسر نیست
توفیق میخواهد

+ نوشته شده در  سه شنبه 15 اردیبهشت1388ساعت 10:50  توسط پرویز ستوده شایق  | 

 1-ثروت ، بدون زحمت 

 2- لذت، بدون وجدان

3- دانش، بدون شخصيت 

 4- تجارت، بدون اخلاق

 5- علم، بدون انسانيت

 6- عبادت، بدون ايثار

 7- سياست، بدون شرافت

 اين هفت مورد را گاندي تنها چند روز پيش از مرگش بر روي يک تکه کاغذ نوشت و به نوه اش داد. اعتقاد بر اين است که وي اين موارد را در جست و جوي خود براي يافتن ريشه هاي خشونت شناسايي کرد. در نظر گرفتن اين موارد، بهترين راه جلوگيري از بروز خشونت در يک فرد و يا جامعه است.

خشونتي که آن را "خشونت پنهان" مي نامند

 تشکر از اشکان افتخاری

+ نوشته شده در  سه شنبه 15 اردیبهشت1388ساعت 10:38  توسط پرویز ستوده شایق  | 

 
فراخوان مسابقات سنگنوردي استان تهران
رده سني نونهالان A و B - رشته سرطناب (دختران – پسران )
 21 خرداد 88

 

کارگروه صعودهای ورزشی هيئت كوهنوردي و صعودهاي ورزشي استان تهران در نظر دارد در جهت رشد و توسعه اين رشته ورزشي در سطح گسترده و همينطور استعداديابي در گروه سني نونهالان، يك دوره مسابقات سنگنوردي در رشته سرطناب را در سالن باشگاه رسالت برگزار نمايد. از علاقه‌مندان دعوت مي شود جهت شركت در مسابقه روز پنج شنبه 21 خرداد ماه در محل باشگاه ورزشي رسالت حضور يابند.
*  قابل ذكر است به دليل تامين امنيت مسير، كليه رقابت ها بصورت حمايت طناب از بالا انجام خواهد شد.
زمان برگزاري: پنج شنبه  21 خرداد ماه        
محل برگزاري: سالن باشگاه ورزشي رسالت
    آدرس: خيابان شهيد مدني شمالي (نظام‌آباد شمالي) - هيئت كوهنوردي و صعودهاي ورزشي استان تهران - باشگاه رسالت
زمان ثبت نام:   دختران و پسران: ساعت 14:00
    رده سني نونهالان A : از 11 تا 13 سال تمام         رده سني نونهالان B : از 7 تا 10 سال تمام

مدارك مورد نياز ثبت نام:
1-     شناسنامه يا كارت شناسايي معتبر
2-     ارائه تعهد نامه كتبي شركت كنندگان صعودهاي ورزشي
3-     ارائه كارت بيمه ورزشي سال جاري الزامي است
4-     هزينه ثبت نام مبلغ 30،000 ريال

از سایت هیئت کوهنوردی

+ نوشته شده در  سه شنبه 15 اردیبهشت1388ساعت 9:55  توسط پرویز ستوده شایق  | 

پسر زنی به سفر دوری رفته بود و ماه ها بود که از او خبری نداشتند . بنابراین زن دعا می کرد که او سالم به خانه باز گردد . این زن هر روز به تعداد اعضاء خانواده اش نان می پخت و همیشه یک نان اضافه هم می پخت و پشت پنجره می گذاشت تا رهگذری گرسنه که از آنجا می گذشت نان را بر دارد . هر روز مردی گو‍ژ پشت از آنجا می گذشت و نان را بر میداشت و به جای آنکه از او تشکر کند می گفت: «کار پلیدی که بکنید با شما می ماند و هر کار نیکی که انجام دهید به شما باز می گردد . »

این ماجرا هر روز ادامه داشت تا اینکه زن از گفته های مرد گوژ پشت ناراحت و رنجیده شد . او به خود گفت : او نه تنها تشکر نمی کند بلکه هر روز این جمله ها را به زبان می آورد . نمی د انم منظورش چیست؟

یک روز که زن از گفته های مرد گو‍ژ پشت کاملا به تنگ آمده بود تصمیم گرفت از شر او خلاص شود بنابراین نان او را زهر آلود کرد و آن را با دستهای لرزان پشت پنجره گذاشت، اما ناگهان به خود گفت : این چه کاری است که میکنم ؟ بلافاصله نان را برداشت و در تنور انداخت و نان دیگری برای مرد گوژ پشت پخت . مرد مثل هر روز آمد و نان را برداشت و حرف های معمول خود را تکرار کرد و به راه خود رفت .

آن شب در خانه پیر زن به صدا در آمد . وقتی که زن در را باز کرد ، فرزندش را دید که نحیف و خمیده با لباسهایی پاره پشت در ایستاده بود او گرسنه ، تشنه و خسته بود در حالی که به مادرش نگاه می کرد ، گفت :

مادر اگر این معجزه نشده بود نمی توانستم خودم را به شما برسانم . در چند فرسنگی اینجا چنان گرسنه و ضعیف شده بودم که داشتم از هوش می رفتم . ناگهان رهگذری گو‍ژ پشت را دیدم که به سراغم آمد . او لقمه ای غذا خواستم و او یک نان به من داد و گفت :«این تنها چیزی است که من هر روز میخورم امروز آن را به تو می دهم زیرا که تو بیش از من به آن احتیاج داری »

وقتی که مادر این ماجرا را شنید رنگ از چهره اش پرید. به یاد آورد که ابتدا نان زهر آلودی برای مرد گوژ پشت پخته بود و اگر به ندای وجدانش گوش نکرده بود و نان دیگری برای او نپخته بود ، فرزندش نان زهرآلود را می خورد . به این ترتیب بود که آن زن معنای سخنان روزانه مرد گوژ پشت را دریافت : هر کار پلیدی که انجام می دهیم با ما می ماند و نیکی هایی که انجام می دهیم به ما باز میگردند.

از :ستاره سهیل


برچسب‌ها: داستان کوتاه
+ نوشته شده در  دوشنبه 14 اردیبهشت1388ساعت 12:32  توسط پرویز ستوده شایق  | 

سلام دوستان تصاویری از گل و زیبایی دیدم که به نظرم جلوه های بی بدیل طبیعت آمد ، طاقت نیاوردم ، خواستم در دیدن این تصاویر با شما شریک بشم . امیدوارم شما هم خوشتون بیاد و یه ایده ایی داشته باشیم که ما هم در ایران خودمان می توانیم از چنین تصاویری بسیار زیبا ایجاد کنیم . شهرهای قشنگی که گل های قشنگی در آنها یافت می شود . اگر فقط به باغ لاله های جاده چالوس تشریف ببرید خودتان تصدیق خواهید کرد .
تصاویر زیاد بود چند تا از آنها را انتخاب و تقدیم حضورتان می نمایم . شاد و با نشاط باشید

نشاط کوهستان

گرچه هلند به سرزمين لاله ها مشهور است، ولي در سطح شهرهاي آن چندان اثري از گل لاله نيست. اوج بروز و ظهور لاله ها در هلند به ماه هاي آوريل و مي برمي گردد. در اين دو ماه دو رويداد مهم ، نام نشان لاله اي هلند را زنده مي كند: يكي نمايشگاه معروف گل كيوكن هوف و ديگري كاروان گل هلند. ۲۲ ماه آوريل هر سال زمان تلاقي اين دو رخداد است. در اين زمان كاروان گل از شهري كه نمايشگاه گل در آن قرار دارد، مي گذرد.
 
از نكات جالب توجه اينكه، اين كاروان (كارنوال) در واقع مسابقه اي است بين شهرهاي مختلف هلند كه در آن گل پرورش مي يابد. پرورش دهندگان گل هر شهر سعي مي كنند تا با انتخاب اشكال بديع و ابتكاري و گل آرايي منحصر به فرد ، جوايز مسابقه را به خود اختصاص دهند. جايزه سه برنده امسال كاروان گل ، سه ماشين مدل بالاي بنز بود كه آنها نيز با گل تزئين شده بودند و در بين ماشين هاي حامل گل حركت مي كردند. . در اطلاعيه نصب شده بر روي اين جوايز از بازديدكنندگان خواسته شده بود كه از طريق پيام كوتاه (اس.ام.اس) طراحان گل برتر را برگزينند. در پايان حركت كاروان، طرح ها در نمايشگاهي قرار مي گيرد و علاقه مندان مي توانند با پرداخت ورودي از آن بازديد نمايند. علاوه بر اينكه اين كاروان جهانگردان بسياري را از كشورهاي مختلف به سمت هلند مي كشاند، و اين امر منافع بسياري براي اقتصاد هلند در بر دارد، نمايشگاه پاياني كارنوال تا حدودي هزينه هاي آن را پوشش مي دهد.
به نظر من در ايران خودمان نيز امكان برگزاري چنين كارواني (كارنوالي) هست. در ايران نيز در شهر هاي مختلفي همچون محلات و ... گل پرورش داده مي شود. شايد برگزاري چنين كاروان گلي بتواند علاوه بر جذب جهانگرد و ايجاد رقابت بين پرورش دهندگان گل ، زمينه ساز ايجاد تفريحي سالم براي مردم و به خصوص جوانان باشد

نشاط کوهستان را در گوگل سرچ کنید

تقدیمی از نشاط کوهستان برای چشمان زیبا بین شما


برچسب‌ها: گردشگری و اکوتوریسم
+ نوشته شده در  یکشنبه 13 اردیبهشت1388ساعت 20:46  توسط پرویز ستوده شایق  | 

روزى چند شكارچى وارد جنگلى تاريك شده و كلبه‏اى يافتند كه در آن درويشى در حال عبادت در مقابل يك صليب چوبى بود. صورت او از شادى مى‏درخشيد. "عصر بخير برادر، اميدوارم كه خداوند روز خوبى را به ما عطا فرمايد. شما بسيار شاد به نظر مى‏آييد"."من هميشه شاد هستم".

"شما با رياضت و توبه در اين كلبه‏ى متروك شاد هستيد؟ ما با اين‏كه همه چيز داريم خوشحال نيستيم. تو شادى را در كجا يافتى؟". "من در اين‏جا و در همين غار شادى را يافتم. اگر از آن سوراخ نگاه كنيد لحظه‏اى از شادى مرا لمس خواهيد كرد". و او به آن‏ها پنجره‏اى كوچك را نشان داد.

"تو مى‏خواهى ما را گول بزنى، زيرا تنها چيزى كه ما مى‏بينيم شاخه‏هايى از يك درخت است". "نگاه ديگرى به آن بينداز". "تمام آن چيزى كه ما مى‏بينيم چند شاخه و گوشه‏ى كوچكى از آسمان است". زاهد گفت: "همان دليل شادى من است. تنها گوشه‏ى كوچكى از بهشت".

سرور، طبيعت حقيقى انسان است. لازم نيست آن را به دست آوريم. فقط بايد دوباره آن را آشكار سازيم، زيرا هم‏اكنون آن را در اختيار داريم. ما خودِ سروريم. اگر در جاى ديگرى به جستجوى آن بپردازيم بدون شك آن را از دست خواهيم داد. جستجو را متوقف ساخته و نگاهتان را به درون خويش معطوف سازيد. در آن‏جا بزرگ‏ترين شگفتى‏هاى زندگى در انتظار شماست، زيرا آنچه را كه در طى زندگى‏هاى متعدد به روى زمين در جستجويش بوديد، هم‏اكنون نيز به دنبالش هستيد. لزومى ندارد كه آن را گدايى كنيد شما پادشاه زاده شده‏ايد. پادشاهى خداوند در درون شماست ولى چشمان شما آن را در بيرون جستجو مى‏كند، از اين‏رو هميشه آن را از دست مى‏دهيد. شادى در پشت چشمان شماست نه در مقابل آن. پادشاهى خداوند داراى جلوه ظاهرى نيست، بلكه در فطرت شماست. لازم نيست كسى جستجو كند؛ زيرا آن طبيعت حقيقى جستجوكننده است. پس از اين حتى در دل تاريك‏ترين جنگل‏ها و تنهاى تنها در يك غار، انسان مى‏تواند شاد باشد. در غير اين صورت حتى قصرها نيز فقط مى‏توانند بدبختى بيافرينند.

مشكلات و گرفتارى‏هاى گوناگونى در جهان وجود دارد. افراد مستمند از يك نوع بدبختى رنج مى‏برند و ثروتمندان از نوعى ديگر. ولى به هر حال هيچ فرقى نمى‏كند. هر كس به نوعى از بدبختى رنج مى‏برد، و گاهى از اوقات اتفاق مى‏افتد كه يك ثروتمند رنج بيش‏ترى مى‏برد، زيرا او بيش‏تر مى‏تواند بپردازد و داراى امكانات بيش‏ترى است و از قدرت انتخاب بيش‏ترى برخوردار است. يك فرد فقير نمى‏تواند مانند يك ثروتمند بدبختى زيادى را بخرد.

از اين‏رو ثروتمندترين اشخاص، بيش از همه در جهان احساس بدبختى مى‏كنند. به عبارتى ديگر ثروتمندترين انسان‏ها تبديل به فقيرترين آن‏ها مى‏شوند. در حقيقت زمانى كه ثروتمند مى‏شويد، براى اولين بار در زندگى فقر را احساس مى‏كنيد. اگر فقير باشيد مى‏توانيد اين اميد را داشته باشيد كه روزى ثروتمند مى‏شويد و جشن و شادى را تجربه مى‏كنيد، ولى وقتى از تمام امكانات دنيايى بهره‏مند مى‏شويد، ناگهان احساس مى‏كنيد اميدتان از دست رفته و نااميدى عظيمى جاى آن را پر كرده است. احساس يأس و نااميدى وجودتان را فرامى‏گيرد و ديگر اميدى به آينده نداريد، زيرا آخرين اميدتان نيز بر باد رفته است. شما هميشه با اين فكر كه: "روزى ثروتمند مى‏شوم و همه چيز بهتر مى‏شود" زندگى كرده‏ايد. ولى بعداً متوجه مى‏شويد با وجودى كه ثروتمند شده‏ايد هيچ چيز تغيير نكرده است و احساس غم و رنج درونى مثل هميشه همراه شماست.

در حقيقت به دليل برخوردارى از ثروت بيرونى و در اثر تماس با آن مى‏توانيد با وضوح بيش‏تر و بسيار دقيق‏تر و هوشيارانه‏تر فقر درونى خويش را مشاهده كنيد. ثروت بيرونى فقط زمينه‏اى براى درك و احساس فقر درونى فراهم مى‏آورد. ثروت بيرونى شما را از تهى بودن درونى‏تان آگاه مى‏سازد.


برچسب‌ها: داستان کوتاه
+ نوشته شده در  یکشنبه 13 اردیبهشت1388ساعت 14:49  توسط پرویز ستوده شایق  | 

استادى در شروع کلاس درس، لیوانى پر از آب به دست گرفت. آن را بالا گرفت که همه ببینند. بعد از دانشجویان پرسید: به نظر شما وزن این لیوان چقدر است؟ دانشجویان جواب دادند : پنجاه گرم , صد گرم و ...استاد گفت: من هم بدون وزن کردن، نمی‌دانم دقیقاً وزنش چقدر است.
اما سوال من این است: اگر من این لیوان آب را چند دقیقه همین طور نگه دارم، چه اتفاقى خواهد افتاد.
 دانشجویان گفتند: هیچ اتفاقى نمی‌افتد.
استاد پرسید: خوب، اگر یک ساعت همین طور نگه دارم، چه اتفاقى می‌افتد؟
یکى از دانشجویان گفت: دست‌تان کم‌کم درد می‌گیرد.
حق با توست. حالا اگر یک روز تمام آن را نگه دارم چه؟
دانشجوی دیگرى جسارتاً گفت: دست‌تان بی‌حس می‌شود. عضلات به شدت تحت فشار قرار می‌گیرند و فلج می‌شوند. و مطمئناً کارتان به بیمارستان خواهد کشید و همه شاگردان خندیدند.
استاد گفت: خیلى خوب است. ولى آیا در این مدت وزن لیوان تغییر کرده است؟
دانشجویان جواب دادند: نه
پس چه چیز باعث درد و فشار روى عضلات می‌شود؟ من چه باید بکنم؟
دانشجویان گیج شدند. یکى از آنها گفت: لیوان را زمین بگذارید.
استاد گفت: دقیقاً. مشکلات زندگى هم مثل همین است.
اگر آنها را چند دقیقه در ذهن‌تان نگه دارید، اشکالى ندارد. اگر مدت طولانی‌ترى به آنها فکر کنید، به درد خواهند آمد.
اگر بیشتر از آن نگه‌شان دارید، فلج‌تان می‌کنند و دیگر قادر به انجام کارى نخواهید بود.
فکر کردن به مشکلات زندگى مهم است. اما مهم‌تر آن است که در پایان هر روز و پیش از خواب، آنها را زمین بگذارید.
به این ترتیب تحت فشار قرار نمی‌گیرید، هر روز صبح سرحال و قوى بیدار می‌شوید و قادر خواهید بود از عهده هر مسئله و چالشى که برایتان پیش می‌آید، برآیید


برچسب‌ها: داستان کوتاه
+ نوشته شده در  شنبه 12 اردیبهشت1388ساعت 9:13  توسط پرویز ستوده شایق  | 

داستان زیر در وبلاگ لحظات زلال توسط سرکار خانم محمدی نوشته شده است . تقدیم دوستداران داستانهای کوتاه در نشاط کوهستان .

        می گویند جوانی جویای نام که در دربار خسرو انوشیروان خدمت می کرد، ازاین که می دید بزرگمهر حکیم تا آن اندازه مورد احترام پادشاه ساسانی وسایر بزرگان دولت وملت است به وی حسد می ورزید. همین جوان روزی گفته بود نمی داند چرا بزرگمهر که پیری فرتوت است ودر راه رفتن وسخن گفتن سست وناتوان می باشد، آن قدر مورد احترام وتکریم بزرگان است، ولی او که خود را به مراتب باهوش تر وچالاک تر از بزرگمهر می دانست هنوز مورد توجه وبزرگداشت کسی واقع نشده است. این سخن خام ونسنجیده ولی رشک بار وغرض آلود به گوش پادشاه رسید.
   شهریار ساسانی برای اینکه به این جوان بااستعداد ولی حسود درس شایسته ای بدهد، یک روز او وبزرگمهر حکیم راپیش خود فراخواند به آنها گفت :«شنیده ام امروز یک کشتی به بندرگاه ما وارد شده است. از شما هر یک می خواهم به طور جداگانه در این باره تحقیق کرده ،نتیجه ی بررسی خود را به ما گزارش کنید.»هنوز بزرگمهر از کرنش وتعظیم به حضور شاه فارغ نشده بود که مدّعی جوان به سرعت برق راهی بندرگاه شد ودیری نگذشت که شتابان ونفس زنان به دربار بازگشت وبه انوشیروان عرضه داشت که کشتی مورد نظر او فوق العاده بزرگ بوده، ازهندوستان به ایران آمده است. شاه پرسید محموله کشتی چیست؟ جوان که فکر این سوال را از پیش نکرده بود پاسخ داد همین الان تحقیق کرده به عرض خواهم رساند وبه سرعت راهی بندرگاه شد. برای دوّمین بار که جوان به دربار وارد شد در پاسخ سوال قبلی شاه گفت که محموله کشتی از انواع ادویه است. شاه پرسید چه ادویه ای واز هر کدام چقدر؟ جوان ناچار برای سومین بار با شتاب راه بندرگاه را درپیش گرفت.
    به هنگام بازگشت در حالی که از نفس افتاده وخسته وبی رمق شده بود، بزرگمهر نیز همراه او به آستانه دربار رسید وپس از کسب اجازه از محضر شاه در مقام سخن برآمد وگفت: قبله ی عالم به سلامت باد! این کشتی به نام ... در تاریخ... ازبندر... در هندوستان عازم آب های ایران شده وفهرست محموله آن از این قرار است: « در این جا بزرگمهر فهرست کامل ودقیقی از انواع ادویه وسایر کالاهایی که محموله  کشتی را تشکیل می داد برشمرد.» سپس ادامه داد که قرار است این کشتی تا دو هفته ی دیگر در بندرگاه بماند وآن گاه با بارگیری چند قلم از فراورده های صادراتی ایران متعلق به چند تاجر معروف (وهمه را به اسم ورسم معرفی کرد) به سوی هندوستان باز گردد. شاه که معلوم بود از گزارش بزرگمهر ونتیجه ی درس مورد نظر خود بسیار خرسند وخشنود شده است، رو به جوان کرد وگفت: « حالا دانستی که چرا وزیر دانا وبا تدبیر، تا این اندازه ، مورد احترام وتکریم ماست؟!» 

از وبلاگ لحظات زلال

+ نوشته شده در  جمعه 11 اردیبهشت1388ساعت 13:15  توسط پرویز ستوده شایق  | 

 فرارسيدن روز معلم را که با فصل شور انگيز بهار و ايام خجسته شکوفايي طبيعت توام گشته ،از صميم قلب به حضورهمه معلمان و خانواده گراميشان تبريک و تهنيت عرض نموده و موفقيت همگي  را همراه با عزت و سربلندي از خداوند بزرگ مسئلت مي نمائيم.   نشاط کوهستان روز معلم به تمام آموزگاران و معلمین محترم تبریک می گوید - با نشاط باشید

+ نوشته شده در  جمعه 11 اردیبهشت1388ساعت 13:5  توسط پرویز ستوده شایق  | 

می شود خسته شد پای پس کشید

می شود بی خیال شد گوشه ای خزید

میشود دل برید نا امید

من ولی بر این امید روشنم در دلم

می شود ایستاد مثل کوه-پایدار

می شود قد کشید مثل سرو-استوار

می شود ره سپرد مثل رود-بردبار

می شود... فقط اگر

فارغ از هرچه یاس هر چه بیم

دل به او دهیم و یک صدا شویم

ازیه دوست خوب

آگاه باشيد كه در دنياي هوشمند ما هيچ چيز اتفاقي نيست.به اين واقعيت چشم بگشاييد كه در وراي هر چيز در زندگيتان درسي نهفته است.نسبت به همه چيز و همه كس شاكر باشيد. وين داير

+ نوشته شده در  جمعه 11 اردیبهشت1388ساعت 12:46  توسط پرویز ستوده شایق  | 

ولادت حضرت زینب (س) و روز پرستار مبارک

نشاط کوهستان

   سـرچــشــمة‌ محبّـت دادار زینب است         گنجینــة محــافظ اســـرار زینب است
    عالم منــــوّر است ز نـــور رسـول حق          نور دو چشم احمـد مختار زینب است
گر مرتضی است زینت عالم ولی بدان          زینت برای حیــــدر کرّار زینب است
       عالم همه اسیــــر به عشـــق حسینی‌اند     عشق حسین را نقطة پرگار زینب است
       هجـــده ســـر بریـده و طفلان بی پنـاه          بر کاروان‌عشق قافله‌سالار زینب است
     گر زنــده گشتـــه ز خون حسین دیـن           احیـای آن به نطق گهـربار زینب است
+ نوشته شده در  پنجشنبه 10 اردیبهشت1388ساعت 9:31  توسط پرویز ستوده شایق  | 

نشاط کوهستان

+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 اردیبهشت1388ساعت 20:15  توسط پرویز ستوده شایق  | 

نشاط کوهستان

+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 اردیبهشت1388ساعت 18:37  توسط پرویز ستوده شایق  | 

 مردی در یکی از دره های کوه های پیرنه(Pyrenees ) قدم می زد، به چوپان پیری برخورد. چوپان او را در غذایش شریک کرد، و مدت دازی کنار هم نشستند و از زندگی صحبت کردند .

مرد گفت : اگر کسی به خدا اعتقاد داشته باشد، باید بپذیرد که آزاد نیست، چون خدا هر گام او را هدایت می کند.

در پاسخ، چوپان او را به دره تنگ و عمیقی برد که در آن، پژواک هر صدایی به وضوح شنیده می شد.

گفت: زندگی این دیواره هاست، و سرنوشت فریادی است که هریک از ما می کشد. آن چه انجام میدهیم، تا قلب خداوند بالا می رود، و به همان شکل به طرف ما بر می گردد.

از:پائولوکوئیولو
و حقیقت نرمال

اعمال خداوند، به سانٍ پژواک کردار ماست .

این جهان کوه است وفعل ما ندا                    سوی ما آید نداها را صدا ( مولانا )


برچسب‌ها: داستان کوتاه
+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 اردیبهشت1388ساعت 0:24  توسط پرویز ستوده شایق  | 

قطره‌ دلش‌ دريا مي‌خواست. خيلي‌ وقت‌ بود كه‌ به‌ خدا گفته‌ بود.
هر بار خدا مي‌گفت: از قطره‌ تا دريا راهي‌ست‌ طولاني. راهي‌ از رنج‌ و عشق‌ و صبوري. هر قطره‌ را لياقت‌ دريا نيست.
قطره‌ عبور كرد و گذشت. قطره‌ پشت‌ سر گذاشت.
قطره‌ ايستاد و منجمد شد. قطره‌ روان‌ شد و راه‌ افتاد. قطره‌ از دست‌ داد و به‌ آسمان‌ رفت. و هر بار چيزي‌ از رنج‌ و عشق‌ و صبوري‌ آموخت.
تا روزي‌ كه‌ خدا گفت: امروز روز توست. روز دريا شدن. خدا قطره‌ را به‌ دريا رساند. قطره‌ طعم‌ دريا را چشيد. طعم‌ دريا شدن‌ را. اما...
روزي‌ قطره‌ به‌ خدا گفت: از دريا بزرگتر، آري‌ از دريا بزرگتر هم‌ هست؟
خدا گفت: هست.
قطره‌ گفت: پس‌ من‌ آن‌ را مي‌خواهم. بزرگترين‌ را. بي‌نهايت‌ را.
خدا قطره‌ را برداشت‌ و در قلب‌ آدم‌ گذاشت‌ و گفت: اينجا بي‌نهايت‌ است.
آدم‌ عاشق‌ بود. دنبال‌ كلمه‌اي‌ مي‌گشت‌ تا عشق‌ را توي‌ آن‌ بريزد. اما هيچ‌ كلمه‌اي‌ توان‌ سنگيني‌ عشق‌ را نداشت. آدم‌ همه‌ عشقش‌ را توي‌ يك‌ قطره‌ ريخت. قطره‌ از قلب‌ عاشق‌ عبور كرد. و وقتي‌ كه‌ قطره‌ از چشم‌ عاشق‌ چكيد، خدا گفت: حالا تو بي‌نهايتي، چون كه‌ عكس‌ من‌ در اشك‌ عاشق‌ است.


برچسب‌ها: داستان کوتاه
+ نوشته شده در  سه شنبه 8 اردیبهشت1388ساعت 18:14  توسط پرویز ستوده شایق  | 

آيا دقت كرده ايد كه هر وقت به طور منظم ورزش مي كنيد، ميل به غذاهاي سالم تر و بهتر داريد؟

آيا دقت كرده ايد كه وقتي غذاهاي سالم تر و بهتري مي خوريد انرژي بيشتري داريد و طبعاً دوست داريد كه ورزش كنيد؟

همه چيز در زندگي به هم مربوط است. روش تفكر شما روي روحية شما مؤثر است، روحية شما بر نوع راه رفتنتان مؤثر است، راه رفتن شما روي نحوة گفتارتان اثر مي گذارد، روش حرف زدنتان روي طرز فكرتان مؤثر است!

تلاش براي پيشرفت در يك بُعد زندگي بر ساير ابعاد زندگي اثر مي گذارد.

وقتي در خانه خوشحال هستيد، در محل كار نيز احساس شادي بيشتري خواهيد كرد و وقتي سر كار شاد باشيد در خانه نيز شاد خواهيد بود.

اينها به چه معناست؟

-
اينكه براي پيشرفت در زندگي مي توانيد از هر نقطه مثبتي شروع كنيد. مي توانيد با برنامه اي براي پس انداز، نوشتن ليست اهدافتان، رژيم غذايي يا تعهد براي گذراندن وقت بيشتر با فرزندانتان شروع كنيد. اين كار مثبت منجر به نتايج مثبت ديگر هم مي شود، چون که همه امور به هم مربوطند.

-
مهم نيست كه تلاشي كه جهت «پيشرفت» مي كنيد كجا صرف مي شود. مهم اين است كه شروع كنيد.

-
عكس اين قضيه هم صادق است. يعني اگر يك بعد زندگي شما خراب شد، ساير ابعاد هم به زودي خراب مي شود. بايد به اين مسأله دقت خاصي داشته باشيد.

در يک کلام

هر كاري كه انجام مي دهيد به نوبه خود اهميت دارد زيرا  بر امور ديگر نيز مؤثر است.

+ نوشته شده در  سه شنبه 8 اردیبهشت1388ساعت 10:31  توسط پرویز ستوده شایق  | 

نگاهي به درخت ســـيب بيندازيد. شايد پانـــصد ســـيب به درخت باشد که هر کدام حاوي ده دانه است. خيلي دانه دارد نه؟ ممکن است بپرسيم «چرا اين همه دانه لازم است تا فقط چند درخت ديگر اضافه شود؟»

اينجا طبيعت به ما چيزي ياد مي دهد. به ما مي گويد:

«اکثر دانه ها هرگز رشد نمي کنند. پس اگر واقعاً مي خواهيد چيزي اتفاق بيفتد، بهتر است بيش از يکبار تلاش کنيد.»

از اين مطلب مي توان اين نتايج را بدست آورد:

- بايد در بيست مصاحبه شرکت کني تا يک شغل بدست بياوري.

-
بايد با چهل نفر مصاحبه کني تا يک فرد مناسب استخدام کني.

-
بايد با پنجاه نفر صحبت کني تا يک ماشين، خانه، جاروبرقي، بيمه و يا حتي ايده ات را بفروشي.

-
بايد با صد نفر آشنا شوي تا يک رفيق شفيق پيدا کني.

وقتي که «قانون دانه» را درک کنيم ديگر نااميد نمي شويم و به راحتي احساس شکست نمي کنيم.

قوانين طبيعت را بايد درک کرد و از آنها درس گرفت.

در يک کلام:

افراد موفق هر چه بيشتر شکست مي خورند، دانه هاي بيشتري مي کارند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 8 اردیبهشت1388ساعت 10:29  توسط پرویز ستوده شایق  | 

   خانمی با لباس کتان راه راه وشوهرش با کت وشلوار نخ نما شده خانه دوز در شهر  بوستن از قطار پایین آمدند و بدون هیچ قرار قبلی راهی دفتر رییس دانشگاه هاروارد شدند.منشی فورا متوجه شد این زوج روستایی هیچ کاری در هاروارد ندارند و احتمالا شایسته حضور در کمبریج هم نیستند
مرد به آرامی گفت : « مایل هستیم رییس راببینیم منشی با بی حوصلگی گفت  ایشان تمام روز گرفتارند 
   خانم جواب داد : « ما منتظر خواهیم شد. » 
   اما این طور نشد. منشی به تنگ آمد و سرانجام تصمیم گرفت مزاحم رییس شود ، هرچند که این کار  نامطبوعی بود که همواره از آن اکراه داشت. وی به رییس گفت شاید اگرچند دقیقه ای آنان راببینید، بروندرییس با اوقات تلخی آهی کشید و سرتکان داد. معلوم بود شخصی با اهمیت او وقت بودن با آنها را نداشت. به علاوه از اینکه لباسی کتان و راه راه وکت وشلواری خانه دوز دفترش را به هم بریزد،خوشش نمی آمد. رییس با قیافه ای عبوس و با وقار سلانه سلانه به سوی آن دو رفت خانم به او گفت : « ما پسری داشتیم که یک سال در هاروارد درس خواند. وی اینجا راضی بود  اماحدود یک سال پیش در حادثه ای کشته شد. شوهرم و من دوست داریم ؛ بنایی به یادبود او دردانشگاه بنا کنیم.
 
 رییس تحت تاثیر قرار نگرفته بود ... ا و یکه خورده بود. با غیظ گفت خانم  محترم ما نمی توانیم برای هرکسی که به هاروارد می آید و می میرد ، بنایی برپا کنیم. اگر این کار رابکنیم ، اینجا مثل قبرستان می شود   خانم به سرعت توضیح داد آه ، نه. نمی خواهیم مجسمه بسازیم فکر کردیم بهتر باشد ساختمانی به  هاروارد بدهیم رییس لباس کتان راه راه و کت و شلوار خانه دوز آن دو را برانداز کرد و گفت : « یک ساختمان ! می دانید هزینه ی یک ساختمان چقدر است ؟ ارزش ساختمان های موجود در هاروارد هفت ونیم میلیون دلار است خانم یک لحظه سکوت کرد. رییس خشنود بود. شاید حالا می توانست ازشرشان خلاص شود .زن رو به شوهرش کرد و آرام گفت : « آیا هزینه راه اندازی  دانشگاه همین قدر است ؟ پس چرا خودمان دانشگاه راه  نیندازیم ؟» شوهرش سر تکان داد. قیافه رییس دستخوش سر درگمی و حیرت بود. آقا و خانم" لیلاند استنفورد" بلند شدند و راهی پالوآلتو در ایالت کالیفرنیا شدند ، یعنی جایی که دانشگاهی ساختند که نام آنها رابرخود داشت دانشگاه استنفورد ، یادبود پسری که هاروارد  به او اهمیت نداد.


دوشنبه 7 اردیبهشت1388 ساعت: 11:14 توسط:ع- نوری از اصفهان

آقاي ستوده باسلام
اين داستان مي تواند نمونه خوبي از اصلاح الگوي مصرف باشد كه امروزه متاسفانه فقط بر زبانها جاري است ونتيجه آن اين شود كه آن خانم وآقا با آن ظاهرشان بتوانند به ياد بود فرزندشان دانشگاهي را راه بيندازند ديشب وقتي تلويزيون را نگاه مي كردم گزارشي را شنيدم كه اگر ما بتوانيم فقط مصرف نانمان را بهينه نماييم از قبل صرفه جويي آن مي توانيم در سال دهها مدرسه بسازيم !!!وشايد چند دانشگاه.


برچسب‌ها: داستان کوتاه
+ نوشته شده در  دوشنبه 7 اردیبهشت1388ساعت 10:24  توسط پرویز ستوده شایق  | 

 
اولین نشست نمایندگان غارنوردی استان تهران
1 اردیبهشت 88

روز سه شنبه اول اردیبهشت ماه ساعت 17:00 بعدازظهر اولین نشست نمایندگان غارنوردی استان تهران با حضور مسئول بخش غارنوردی هئیت کوه نوردی و صعودهای ورزشی استان تهران و 8 نفر از نمایندگان 7 گروه کوه نوردی استان در محل هیئت برگزار شد.
در این جلسه مقرر گردید:
1.     آرشیو و اطلاعات مکتوب و تصویری گروه توسط نمایندگان حداکثر تا 19 خرداد ماه به همراه فرم های مشخصات غارها در اختیار هیئت استان تهران قرار گیرد.
2.     اسامی نفرات علاقه مند در آن گروه به همراه تجهیزات لازم جهت تجهیز کردن یک غار را معرفی نمایند.
3.     علاقه مندان به غارنوردی در گروه ها جهت شرکت در دوره های آموزشی هئیت استان تشویق و معرفی گردند.


حاضرین در جلسه مسئولین غارنوردی
ردیف نام و نام خانوادگی هئیت / باشگاه / گروه
1 محمد علی خزلی هئیت کوه نوردی شهرقدس
2 پرویز ستوده شایق گروه کوهنوردی پژوهشکده مهندسی جهاد
3 شهاب زعیمی فرد گروه کوه نوردی پارس شمیران
4 علی عزیزی اصل باشگاه کوه نوردی و اسکی دماوند
5 احمد غریب زاده گروه کوهنوردی پژوهشکده مهندسی جهاد
6 علی رضا غلامزاده گروه کوه نوردی سایپا
7 امیر قجری گروه کوه نوردی آسمان
8 سهراب مالمیر هئیت کوه نوردی اسلامشهر
9 وحید مصدری مسئول بخش غارنوردی هیئت استان تهران

از:سایت هیئت کوهنوردی استان تهران

+ نوشته شده در  یکشنبه 6 اردیبهشت1388ساعت 10:52  توسط پرویز ستوده شایق  | 

نشاط کوهستان - پارک جمشیدیه 880204


برچسب‌ها: استان تهران, گردشگری و اکوتوریسم
+ نوشته شده در  یکشنبه 6 اردیبهشت1388ساعت 10:19  توسط پرویز ستوده شایق  | 

نشاط کوهستان - کلکچال 880204

نشاط کوهستان - کلکچال 880204

نشاط کوهستان - کلکچال 880204

نشاط کوهستان - کلکچال 880204

نشاط کوهستان - کلکچال 880204

نشاط کوهستان - کلکچال 880204

نشاط کوهستان - کلکچال 880204

نشاط کوهستان - کلکچال 880204

نشاط کوهستان - کلکچال 880204

آلبوم تصاویر اینجاست - کلیک کنید

 

+ نوشته شده در  شنبه 5 اردیبهشت1388ساعت 18:15  توسط پرویز ستوده شایق  | 

قسمتهای پیشین ممکن است یکنوع مبارزه جویی ترسناک با کار آموزان سرپرستی بنظر آید. اما تعدادی از مهارتها است که او میتواند بکار برد تا بتواند بخودش کمک کند. البته او باید سعی نماید این مهارتها را به نحوی بپروراند که (بجای مهارتها) به عادتهای دیرینه تبدیل گردد.

(الف) یادآوری مهارتهای پیشین  (Recalling Past Experience)
یکی از با ارزشترین یاورهای توانایی، یاد آوری روشن از تجارب گذشته ، بخصوص احساسات خود شما بعنوان یک مبتدی است. این شما را قادر مینماید درک نمایید که اگر اکنون مواردی هست که احساس میکنید برای شما بسیار کم طول میکشند، در گروه کسانی خواهید بود که در آنها این احساسات بسیار بزرگ میشود و "درون بینی" نامیده میشود.

آنرا پرورش دهید. مثالهای ممکن، مربوط به موقعی است که مقاطعی از سنگ را جهار دست و پا طی مینمائیم، معبر های باریک با شیب تند، فرود های سرازیری یا احساس سرما، گرماف تشنگی، کوفتگی که به هر حال شما بیش از آنها مانوس هستید.

(ب) برنامه ریزی و فکر پیشین"پیش بینی" Forethought (Anticipation) Planning and

این مهارتی است که شما را قادر خواهد ساخت با مشکلات(حالتی از) آنادگی بیشتری روبرو شوید.

برای شما غالبا جریانی از اقدامات حاضر و آماده، در صورت وقوع حوادث، در بر خواهد داشت. با اینهمه مدام منتظر بحران پشت بحران نباشید، بلکه وقتی روی میدهند آماده باشید و برای روبروئی با آنها از قبل آمادگی داشته باشید. بعنوان مثال، هر گاه کسی اینجا دچار سانحه شد، چه باید کرد؟ هر گاه مجبور شدم این گروه را ببرم آن پایین، چقدر طول خواهد کشید؟ اگر قادر به رویارویی باشند حواسم به کدامشان باید باشد؟

(پ) عادت وارسی The Habit of Checking
بررسی کنید که آیا شما و گروهتان قبل از حرکت خوراک و تجهیزات لازم را به همراه دارید؟ در پرداختن به دیگران، حواستان به وارسی کامل ادوات خودتان باشد.
ببینید آیا وقتی دستور العملی صادر میکنید، آنرا میشنوند، میفهمند و اطاعت میکنند؟ این اساسی است، اما گاهی از آن غفلت میشود، بخصوص در مواقع غیر رسمی حین حرکتف که مشخصه گروه های کوهنوردی است. برای مثال بادهای سهمگین، کلاه بادگیر، سر و صدای رودخانه و غیره بر شنوایی تاثیر میگذارند.
گروه در چه حالی است؟ با تمرین، این امر تبدیل به یک حس شده که همسشه روشن است. هر گاه جلو هستید دائما به پشت سرتان نگاه کنید. خیلی از سرپرستان هستند که جلو میروند بدون اینکه از آشفتگی پشت سرشان با خبر باشند.

(ت) عادت مشاهده The Havit of Observation
این مهارت، مکمل عادت وارسی است. توانائی دریافت امور در افراد کاملا متفاوت است. آنرا بهبود بخشید.
این امر عمدتا با مشاهده است که خصوصیات، نقاط قوت و ضعف هر عضو گروه را میفهمید. با اینکه ممکن است با گروه خیلی گپ بزنید، این علائم غیر کلامی هستند که آنچه را که لازم دارید به شما میگویند. عمدتا از طریق مشاهده است که خستگی، کسالت، روحیه پایین، تنش، دلهره، کشمکش های شخصیتی، ناراحتی های وخیم، احساس نا امنی، فقدان توازن، فقدان توانایی هماهنگی، پا برداشتن شلخته وار و غیره آگاه میشوید. همه اینها و بسیاری دیگر را غالبا باید خودتان تمیز دهید چون اعضای گروه قابل نیستند درباره آنها چیزی بگویند.فشار یک گروه برای حرکت باعث میشود افراد داخل آن دو دل باشند و حرکت آنرا کند یا متوقف کنند. شما ممکن است حتی برای فهمیدن آن مبادرت به سوال مستقیم نمایید. بطور مثال خاطر نشان کنید که لذت بردن مهم تر از عجله کردن است.
    محیط را مشاهده کنید و دائما الزامات آن را برای خودتان و گروهتان از جنبه خوشی، خطر و تلاش، ارزیابی کنید، مثلا اینکه چه مسیر هایی دارای بیشترین شوق، حمایت در برابر بادهاب مخالف، جای پای مناسب، (ونه همیشه مال رو هایی که بد جوری فرسوده شده اند)، تغییرات هوا، صخره های لیز و غیره میباشند.

(ث) تصمیم گیری Decision Making
یک سرپرست خردمند معمولا تدبیری بکار میبندد تا گروهش در هر تعداد از تصمیم گیریهائی که او میتواند با خاطر آسوده اجازه آنرا بدهد، شرکت نمایند. در یک روز، بخصوص بایستی به آنها فرصت داد که آنچه را که مایل به انجام آن هستند بر زبان آوردند. بازتاب چنین بحثی برای سرپرست ارزشمند خواهد بود. شاید با یک گروه تازه کار اینکار ممکن نباشد اما گروه های مجرب بسیار محتمل است که اندیشه های بدرد خوری داشته باشند. یکی از مسائلی که همیشه باید حل شود این است که آیا ساخت گروه شما باید توسط کوه انتخاب شده معین گردد یا ماهیت کوه موردنظر برای صعود بایستی برای ساخت گروه (یعنی تعداد اعضا و توانائی های آنها) معین گردد. بحث گروهی درباره هدفها بایستی حل این مسئله را در مراحل اولیه برنامه ریزی آسان نماید. ضمن مسیر البته بسیاری تصمیمات هستند که گروه بایستی برای شرکت در آنها تشویق شود. مثل توقفهای غذا خوردن، تعیین مسیر، ارزیابی گامها و ادامه راه.

ولی تصمیمات مربوط به اتفاقات و بحرانها هستند که بخصوص به او(سرپرست) ربط دارند. هر گاه مهارتها و عادتهائی که در قسمتهای پیشین خلاصه شد بخوبی شکل گرفته باشند، نیمی از کار تصمیم گیری خود به خود انجام شده است. برای اخذ تصمیمات مهم مربوط به ایمنی گروه، عوامل مربوطه میبایستی قبلا مشاهده یا پیش بینی شده، آنگاه مسئله استفاده از تجارب پیشین در ارزیابی همه عوامل موافق و مخالف و انتخاب بهترین روال کار از میان تعدادی شیوه های ممکن، عملی است.

(ج) نتیجه Conclusion
و با این ترتیب باز میگردیم به کیفیت همیشه مهم تجارب شخصی پیش از محدودیت های خودتان قبل از اینکه به سرپرستی گروهی دست بزنید، با خبر شوید،ودتان را در کوه بشناسید. مواضب دلهره ای باشید که باعث میشود هنگام مسیر یابی در مه به نحو نا محسوسی قدم خود را تند کنید. سعی کنید قبل از وقت یاد بگیرید که گم شدن موقت چه احساسی دارد، در شرایط طوفانی بیرون ماندن در شب به چه میماند(یک بیتوته برنامه ریزی شده را امتحان کنید).

بسیاری مهارتهای دیگر هستند که میتوانند ذکر شوند، اما کمبود جا مجالی نمیگذارد. اینها مهارتهایی هستند که به موقعیت مربوطند. (هنر کنار آمدن و ارتباط با مردم ، مهارتهای ارتباط، تسکین تنش، استفاده از طنز، شناخت پویائی و زندگی گروهی و تشویق و تکامل فردی اعضائ گروه، پرورش خود کفایی، اطمینان و خود عزمی در مردم). با اینکه برای بیشتر اعضا گروه هدف آن روز ممکن است، رسیدن به بالا و لذت بردن از آن باشد، امید است که شما، بعنوان سرپرست از امکانات حومه شهر بعنوان وسیله ای جالب برای کمک به مردم در به حد اکثر رساندن ظرفیت های خود، آگاهی همه جانبه تری داشته باشید. کار شما تامین جو است تا بگذارید این کار خودش انجام شود، در حالتیکه مسئولیت شما ممکن است ایمنی، راحتی و لذت (به همین ترتیب اولویت) گروه خودتان باشد و افراد بایستی به ترتیب عکس حس کنند.

از: رد پای کوهنورد


برچسب‌ها: مطالب آموزشی, سرپرستی در کوهنوردی
+ نوشته شده در  شنبه 5 اردیبهشت1388ساعت 17:34  توسط پرویز ستوده شایق  | 

(Leadership Attituedes and Approacheses)

برای کنار آمدن موفقیت آمیز با این عوامل که در بخش پیشین اشاره شد، گرایش و نزدیکی لازم است که با ان گرایشات کوهنوردی که بخاطر لذت و رضایت شخصی به صعود دست میزند، متفاوت است دوباره به اولین قسمت درباره هدفها و ارزشها مراجعه کنید.

(الف): لازم است در درون خود انگیزه و دلائل هدایت گروه ها را در کوهستان مشخص نمائید؛ اصلا چرا و تا چه حد میخواهید چنین کاری بکنید. لازمه این کار درک روشن این مطلب است که مسئولیتهای سرپرستی، انظباطی را تحمیل میکند که جایی برای تمایلات، بلند پروازیها یا آرزوهای خود شما باقی نمیگذارد. سرپرستی در این مفهوم، وضعیتی ذهنی است که عمدتا دگر خواهی است.

(ب): سرپرستی با مقاصد خود خواهانه ، هم خالی (یعنی غیر خلاق) و هم ساز است. سرپرستی که برای نوازش خود به میدان میآید، برای نمایش نیروهای برتر (؟) خود به گروه، وارد آزمونی میشود نابود کننده، بدون اینکه برای گروه ارزشی داشته باشد. به گروه باید بجای خود بینی با افتادگی نزدیک شد.فرض نکنید همیشه انچه را که برای آنان بهترین است، میدانید. تصور ننمایید که نیازهای آنها را آنقدر خوب تشخیص میدهید که دیگر لازم نیست با انها مشورت نموده ف عقایدشان را جویا شوید. در غیر این صورت چگونه امیدوارید موارد را به سطح توقعات، انگیزشها، علاقه ها، و قابلیتهای آنها برسانید؟؟!!

(پ): یک سرپرست باید دغدغه اش این باشد که علاقه اش در کوهستان بر علاقه اش بر گروه سایه نیفکند. هر گاه رسیدن به کوه ها اهمیتش برای شما بیش از همراه داشتن یک گروه است بایستی قبل از مبادرت به این کار دو مرتبه فکر کنید. منظور این است که هر گاه رضایت های خاطر شما در درجه اول منبعث از دلایل شخصی (مثل اینکه چه مسافت را پیموده یا کدام قلل را فتح کرده اید) است، شخصی خواهید بود ناکام و دلسرد که با گروه همدل نبوده وسرپرستی پوسیده هستید. بسیار بندرت، انگیزه ها، بلند پروازیها، علایق و قابلیتهای گروه با شما منطبق است.

(ت): هر گاه برداشتتان از کار صرفا افاضه هرچه بیشتر شیوه های فن به گروهتان است ، دو باره بیندیشید. در مورد کوه ها غیر از آموزش مهارتها وشیوه های کوهنوردی چیزهای دیگر هم هست،. اینها البته کمکها و ابزارهای ضروری هستند، اما پر کردن تمام روز با یک چنین چیزها، خیلی بالینی ، خیلی ماشینی ، ودر نتیجه بی جان است. گوهر اساسی تجربه کوهنوردی، ممکن است از دست برود.یک روز کوهستانی در زیر بارانی از محاسبات زمانی، مسافت ها، جهت های قطب نمایی، علائم قراردادی، خطوط میزان منحنی، بایدها و نبایدها ممکن است چنان محو گردد که هیچ گاه بخت این را نکند که جذابیت درون خود را برای گروه نمایان نماید. هر گاه برای شما انبار نمودن تجارب شخصی عمده شده، دیگر قادر به ایجاد جوی که در آن علاقه و عاطفه نسبت به کوهستان بتواند به گروه منتقل گردد، نخواهید بود. برای نشستن عواطف زیبا پسندانه و روحی، بر آگاهی آنها که در گروه چنین چیزهایی برایشان با معنی و مهم است، بایستی قائل به فرصت شد.

(ث): رنگ، سایه روشن، شکل وشمایل، بافت، صدا و بو ، همه جزئی از یک صحنه کوهستانی هستند. گاهی اوقات بدون هیچگونه دخالتی جادوی خود را اعمال میکنند. برخی مواقع، ممکن است سرپرست دریابد که با ارتقای آگاهی گروه میتواند از آنها حسن استفاده را بنماید. توانایی تفسیر منظره کوهستانی ارزش فوق العاده ای دارد چه راهپیمایی میتواند بخصوص برای بچه ها کاری یکنواخت گردد. لازم است قبل از اینکه افراد به اندازه کافی متوجه جذابیتهای نهفته در مغایرت(contrast) ها و گونه گوئی های بی اندازه کوه ها شوند آنها را چند بار در معرض آنها قرار دار. هر خرده ریزی از اطلاعات پیرامون زاد و بوم، ویژگی های طبیعی و مصنوعی سرپرست بکار میآید. کنجکاوی وقتی ارضا نشود، زود میمیرد آن را سیر کنید ونتایج تعجب آور و بارور آن را ببینید.

(ج): با این همه، بعلت گوهر جدی مسئولیت های شما نزدیکیتان با موقعیت سرپرستی باید همدلانه باشد. دیگر "پشمینگی" (Wooliness) پیاده روی با دوستان کفایت نمیکند. همه عوامل جزئی دخیل در تمرین خوب و راحتی (یعنی ایمنی) بایستی شناخته شده و در این راستا، باید برای هر آنچه که میگویید و انجام میدهید دلیلی وجود داشته باشد و از این دلایل آگاه باشید. خیلی چیزها است که در روزهای اول از راه تجربه یاد گرفته اید و اکنون بدون فکر انجام میدهید(مثلا: شیوه راه رفتن و انتخاب مسیر).

همه اینها را باید از پستوی ذهنتان بیرون بیاورید و جهت استفاده آگاهانه سر دست بگذارید.در آن محدوده هایی که به ایمنی و راحتی مربوط میشود باید بتوانید در هر لحظه هر چه را که انجام میدهید یا نمیدهید به تفضیل توجیه نمایید. این به معنای یک برداشت بسیار واضح از موقعیت کوهستانی است که فقط فرآیندی از خود تحلیلی و خود پرسی از تجارب خودتان (چه در کوهستان و چه غیر از آن هر دومربوطند) بدست خواهد داد. اینکه انجام چه کاری درست است کافی نیست. باید بدانیم چرا درست است و هر گاه نادرست یا متفاوت انجام شود چه نتایجی به بار می آورد.

از: رد پای کوهنورد


برچسب‌ها: مطالب آموزشی, سرپرستی در کوهنوردی
+ نوشته شده در  شنبه 5 اردیبهشت1388ساعت 17:29  توسط پرویز ستوده شایق  | 

سرپرستی یک گروه رسمی در کوه ها بازی ایست که با پیاده روی غیر رسمی با دوستان متفاوت است.با دوستانی به توانایی خودتان مسئولیتها وتصمیم گیریها به شیوه ای بسیار اتفاقی و تقریبا بی خیال قسمت میشود. هر کس بطور ضمنی حاکم بر سرنوشت خویش بوده (برای بزرگتر ها هم این یک تفسیر حقوقی است) و مهارت تجربه و اطلاع حفظ خویش را داراست. هر گاه کسی مسئاله ای داشته باشد. فرض است که شعور بلند کردن صدای خود را دارد.

وقتی رسما شروع به سرپرستی یک گروه مینمایید وارد دنیای کوهپیمایی متفاوتی با مقیاسی تازه، فوقالعاده و ثانویه میگردید که دارای مجموعه عوامل اضافی است که باید آن را فهمید و بحساب آورد این عوامل عمدتا به اداره کردن اشخاص وحفظ روابط خوب کاری با آنها مربوط است.

(الف): با اینکه یک گروه بهمراه دارید، بعبارتی (تنها) گام برمیدارید، چه ممکن است در نهایت کسی موجود نباشد که با او مسئولیت تصمیم گیری مسیر یابی را قسمت کنید. ممکن است گروه را برای شرکت در این گونه فعالیتها تشویق نمایید. اما هنوز بر ذمه شما است که درست یا قابل قبول بودن را بررسی نمایید.

(ب): کل گروه وابسته به شما است، به حدی که دست آخر، شما مسئول تفریح ، راحتی و ایمنی آنها هستید.

(پ): ممکن است مجبور شوید بجای هر کدام از آنها (بویژه اگر تازه کار باشند) درباره هر چیزی فکر کنید.

(ت): نباید فرض کنید انچه را که شما میتوانید انجام دهید، آنها نیز میتوانند.

(ث): نباید فرض کنید آنچه را که شما طی روز میخواهید، با تمایلات و آرزوهای آنها منطبق است. این جنبه ایست که با سبک آزاد منشی سرپرستی که مجراهای ارتباطی را باز نگه داشته و بازتابی از چگونگی برداشت گروه از موقعیت را بدست میدهد، تامین میشود.

(ج): نباید فرض کنید آنچه را در یک لحظه بخصوص احساس میکنید (مثلا خیلی گرم،خیلی سرد ، راحت،آسوده، مطمئن) همان است که آنها احساس میکنند(مثلا تشنه، گرسنهف تیره روز، وحشت زده، نگران ، عصبی، کسلف بیزار). گوش به زنگ علائمی باشید که به طرف شما میآید. هوای گروه خود را راشته باشید.

(چ): ایمنی بایستی موجب عمل صالحی باشد که خردمندانه صورت میگیرد وعیش را به حد اقل ممکن ،منقض مینماید.

از: ردپای کوهنورد


برچسب‌ها: مطالب آموزشی, سرپرستی در کوهنوردی
+ نوشته شده در  شنبه 5 اردیبهشت1388ساعت 17:22  توسط پرویز ستوده شایق  | 

اصطلاح سرپرستی میتواند چنان تفسیر های متفاوتی را بپذیرد که باعث لغزش تفاهم بسیاری از مردم چه در داخل و چه در خارج از حیطه آموزش کوهنوردی گردد. برخی از سبکهای سرپرستی به آسانی قابل شناسایی اند.

(الف) سرپرستی نمونه: نیرویی گروه را از جلو میکشد. هر گاه دقت نشود سرپرست ممکن است تا آنجا از سطح مهارت گروهش بیگانه باشد که نسبت به مشکلاتی که گروهش بدان دچار است، بی اطلاع یا بی اعتنا باشد. با تصور اینکه در میدان جنگ قرار دارد، تمایلش بدان سو میرود که همیشه تصمیمات را اوست که باید اتخاذ کند. گروه تا آنجا که ممکن است در این تصمیم گیری سهیم نیست. این گروه از سرپرستان کور کورانه راه خود را دنبال میکنند بی آنکه تصوری از آنچه که دارد اتفاق میافتد داشته باشند، بدون چرا ها ، کجا ها و چگونه ها.

(ب) سرپرستی از پشت سر: نیرویی گروه را از پشت سر به جلو هل میدهد، در اینجا دغدغه ممکن است این باشد تمام گروه در یک میدان جنگ قرار دارند و همگی ابتکاراتی را در شکل دادن به کار اعمال مینمایند، دغدغه ای انسانی نیز برای آنانکه در پشت سر، عقب مانده اند وجود دارد. در این حالت لازم است که گروه خود را به خوبی بشناسید و به تمام توانایی های آن اگاهی داشته باشید تا بتوانید به آنها تکیه کنید، و اینکه بدانید آنها در موقع لزوم از محدوده بینایی و صوت شما خارج نخواهند شد. شما میتوانید نکات قابل تشخیصی را جا بیندازید که بر اساس آن جلو دار میایستد تا بقیه برسند.

یک گروه با تجربه تر ممکن است قادر باشد با گامهای کندترین افراد حرکت کند ولی برای رویارویی با ناپختگی گروه های تازه کار تمهید شیوه هایی لازم است.

مهارت، حفظ شوق و خوشی بدون از دست رفتن نظارت بدون از بین بردن شوق، شیوه هایی منفی برای رسیدن به این موقعیت است.

(ج) سرپرستی از وسط: یک نوع از سرپرستی است که نشان از برداشت جامعه شناختی جدید سرپرستی دارد. چنین سبکی، ترکیبی از دو نوع سبک یاد شده در بالا است. سرپرست تنها هنگامی خود رای و تقریبا نظامی است که مورد یا موقعیت ایجاب کند. فقط هنگامی که ایمنی جسمی در اثر غفلت یا کله شقی در گروه به خطر میافتد، کار برد این سبک ادامه میابد. او در طی روز بسته به شاخص هایی که از محیط طبیعی و گروهش اخذ میکند. در جلو، وسط یا عقب قرار دارد.

تا آنجا که ممکن است بر اساس رای همه عمل میکند و گروه خود را برای کنار آمدن با انگیزشها وتمایلات ، تصمیم گیری ها وعملی کردن برنامه هایشان یاری(ونه عموما حکم فرمایی) مینماید ، هوشیار است تا افرادی را که نیازمندند، حمایت، تشویق، همدلی، راهنمایی یا توصیه اعطا نماید.

گوش به زنگ علائم ناراحتی، فشار عصبی ودلهره است. نسبت به امکاناتی که برانگیزاننده شوق و علاقه به محیط کوهستان هستند، حساس است و در آن واحد مشورت کننده، مشاور ،راهنما، مرشد(Mentor) ، وهمراه(Chaper One) است،منبع اطلاعات ودانش وتجربه است. خلاصه به گروه کمک میکند، تا آنجا که قضاوتش اجازه میدهد، خود سرپرستی نماید.

از: ردپای کوهنورد


برچسب‌ها: مطالب آموزشی, سرپرستی در کوهنوردی
+ نوشته شده در  شنبه 5 اردیبهشت1388ساعت 12:39  توسط پرویز ستوده شایق  | 

جانشینی برای تجربه ملموس شخصی نیست و اره های میان بری برای دستیابی به آن وجود ندارد.

نمی نوانید امیدوار باشید که یک سرپرست توانا باشید، مگر اینکه آماده باشید که وقت زیادی را صرف آن نمایید یا اینکه زمینه کافی از تجربه شخصی داشته باشید تا شما را قادر سازد ارزیابی صحیحی از موقعیتها ودرنتیجه تصمیمات بجا، با در نظر گرفتن اقدامی که باید صورت بگیرد، انجام دهید. این ارزیابی ها و تصمیمات سپس با ّآنچه گروه شما میتواند جذب کند یا قادر به انجام آن هست را حالت میدهد.

هر گاه دارای یک گروه تازه هستید که زیاد به آن مطمئن نیستید، حواشی ایمنی شما باید گسترده تر باشد، معنی این امر فی الجمله این است:

(الف): شما باید قادر باشید بین خطر واقعی و ظاهری فرق بگذارید.

(ب) : نیاز دارید نقاط ضعف و قدرت خود را در کوهستان بدانید، تا موقعیت هایی را در آن شما بیشتر نگران خودتان هستید تا گروه، شناخته واز آن پرهیز کنید. شما در این موقعیت حتی ممکن است خطرات غیر موجهی را بپذیرید.

(ج) : نیاز به ژرفا گرفتن تجربه دارید تا شما را قادر نماید آن موقعیتهای استثنایی که پاسخ کتابهای آموزشی را بعلت عدم تطبیق با مجموعه و اوضاع واحوال خاص نادیده میگیرید، تشخیص دهید.

کوهنوردان برای این امر نامی مبهم دارند که مسامحتا آن را "داشتن حس کوه" میخوانند.

مواقعی هست که این حس در کوهستان بطور شهودی و تقریبا نیمه هشیار وجود دارد و مواقعی دیگر کاملا آگاهانه و موکد این امر در تجارب گذشته ریشه دارد.

از: ردپای کوهنورد


برچسب‌ها: مطالب آموزشی, سرپرستی در کوهنوردی
+ نوشته شده در  شنبه 5 اردیبهشت1388ساعت 12:32  توسط پرویز ستوده شایق  | 

   سرپرست گروه در کوه ها با یک گروه تضاد عمده ای دارد که باید بر آن فائق آید. او باید توازن مناسب را بین آنچه خطرناک(ولی مهیج) است و آنچه امن(و شاید کسالت آور) پیدا کند. تصدیق میشود که این ساده کردن موفقیت است اما مساله در بطن اساسی ترین سوالها قرار دارد.چرا انجامش میدهی؟ برای چی؟ چرا به خودت زحمت میدهی و یک گروه را به کوه ها میاوری؟ و حال آنکه میتوانستی با دوستانت هر کاری که میخواهید انجام دهید.؟ اگر خود را به دردسر انداخته و تیمی را تیمار میکنی، امید دریافت چه چیزی را در سر می پرورانی؟اصلا به چه منظور واقعا یک تیم را به کوه ها اورده ای؟موضوع چیست؟ کجای کاری؟

هر گاه شما واقعا سعی نکرده اید جوابی برای این سوالات پیدا نمائید، در شیوه کنار آمدنتان با گروه و کوهستان یک جای کار میلنگد. پاسخ به این سوالات همه رفتار ها و اقدامات شما را در موقعیت کاری رنگ آمیزی گروه شکل میدهد.کس دیگری نمیتواند جواب این سوال ها را به شما بدهد.بحث آن و مبادله آرا کمکی است، اما ملقمه نهایی اندیشه ها باید نهایتا از خود شما باشد.

پس مساله سرپرست، سعی در پیدا کردن توازن مناسب بین خطر و ایمنی است، سعی در پیدا کردن توازن است؛ بین هیجان، لذت، شوق، رضایت، خوشی و آزادی از طرفی، و انضباط بیش از حد که باعث تشکیل یک هنگ نظامی و خشکی عقیم حاصل از برنامه ریزی بیش از حدو آمادگی بیش از حد، از طرف دیگر میشود.

او بایست بداند چه وقت روا است ملاحظات ایمنی را از فضولی بیش از حد در مورد گروهش، تا آنجا که از تجربه ای که او مایل است گروهش داشته باشد محروم نشود جدا کند.او مجبور است بداند که چه وقت این ملاحظات بر ملاحظات دیگر برتری یابد.هر گاه بتواند بر عوامل ایمنی، طوری نظارت داشته باشد که چهار چوب زمینه مجزایی از عمل و تمرین مناسب برای(ونه در مقابل) هیجان، شوق وکنجکاوی، اکتشاف، ماجرا، موفقیت ویک خوشی عمومی در کوه ها باشند، راهش درست است.

تمهید آموزش سرپرستی، در کوهستان صورت نمیگیرد تا به شما بیاموزد چگونه از خطا مسون باشید.

نمیتواند(ونخواهد توانست) به شما یک رشته قواعد وروال بدهد که در هر موقعیتی به شما پاسخ درست بدهد.فقط میتواند ابزارهایی به شما بدهد و نشان دهد که در برخی موارد خاص چگونه به کار میآیند.اینکه در دیگر موارد آنها را چگونه به کار میبرید، فقط از طریق تجربه شخصی شما یاد گرفتنی است.

بیشتر مساله تکامل یک شناخت کلی از کوهستان وموقعیت گروهی (اینجا تجربه شخصی کمک میکند) است، بطوری که انسان قادر باشد کلیه عوامل مختلف را سنجیده وبه جوابی در خور یک گروه معین در یک موقعیت بخصوص دست یابد. واضح است که کیفیت تجربه شخصی شما در اینجا عامل تعیین کننده خواهد بود. برخی مواقع از قدرتهای قضاوت و تصمیم گیری شما ممکن است توقعات قابل ملاحظه ای برود. برای اینکه اینها موثر باشند بایستی بتوانند متکی بر یک پایه در خور تجربه منسجم باشند.

از: رد پای کوهنورد


برچسب‌ها: مطالب آموزشی, سرپرستی در کوهنوردی
+ نوشته شده در  شنبه 5 اردیبهشت1388ساعت 12:25  توسط پرویز ستوده شایق  | 

با سلام به دوستان برنامه صعود به قله کلکچال با حضور 29 نفر در روز جمعه 4/2/88 برگزار شد . قله کلکچال با ارتفاع 3360 متر در شمال تهران واقع شده و از مبداء پارک سنگی جمشیدیه حرکت آغاز شد . مسیر حرکت از دره مجاور مسیر انتخاب گردید و پس از گردنه اسپیلت شرایط باد ، سرما حاکم بود و در بسیار از قسمت ها حرکت گروه از روی برف انجام شد .

نفرات شرکت کنند :
پرویز ستوده شایق - غلامرضا اینانلو - مهدی اینانلو - حبیب حامدانسانیت - رضوان ا... حق بیان - مسعود امتی - ودود ملاجوادی - مصطفی فلاح زاده - توحید فرج پور - مجید گلدوز - اصغر یوسفیه - حسن محمدی - علی اصغر صادقی - سید حمید مصطفوی - محمدرضا مهرابی - اصغر اینانلو - مریم نوری محمد - روح ا... رحیمی - سعید عادلی - محمد حامدانسانیت - باقریان - محسن نوری - رمضان نباتی - ابراهیم امیری - صمد نجفی - کریم حسن پور - شفاف - رضا صفرلو - مجید درخشانی -مسعود حقی

نشاط کوهستان - پارک جمشیدیه تهران - مبداء حرکت 880204

نشاط کوهستان

 برای دیدن عکسهای  برنامه کلکچال 880204 اینجا را کلیک کنید

+ نوشته شده در  شنبه 5 اردیبهشت1388ساعت 9:12  توسط پرویز ستوده شایق  | 

نشاط کوهستان - ستوده کوله پشتی ات کجاست؟
کفش کوه و کیسه خواب
بادگیر و قمقمه
یک کمی غذا و آب***
راه ، خاک ، خستگی
دره، تنگه ، چشمه، رود
قله، آرزو، امید
سنگ و صخره و صعود ***
بچه ها! در این سفر
کوله را سبک کنید
توشه مهم ماست
مهربانی و امید***
بچه ها! خدا خودش
سر گروه ما شده
می رویم و راهمان
از زمین جدا شده***
آخرین پناهگاه
روی قله خداست
راستی فرشته ها!
قله خدا کجاست؟***
خیمه می زنیم ما
رو به قله های نور
از زمین ولی چقدر
دور دور دور دور***
مانده روی کهکشان
رد پای بچه ها
رفته رفته ، رفته اند
تا سپیده ، تا خدا 

از:عرفان نظرآهاری

+ نوشته شده در  جمعه 4 اردیبهشت1388ساعت 0:17  توسط پرویز ستوده شایق  | 

زندگی آیینه ی اعمال و کارهای توست
اگر عشق بیشتری می خواهی عشق بیشتری ببخش
اگر مهربانی بیشتری می خواهی همواره بیشتر مهربان باش
اگر می خواهی مردم نسبت به تو صبور و مؤدب باشند صبوری و رعایت ادب را مقدم بدار
این قانون طبیعت است و در هر لحظه از زندگی ما اعمال می شود
زندگی، هر آن چه را که هدیه كنی به تو بر می گرداند
زندگی خوب تو حاصل یک تصادف نیست
بلکه آیینه ای است از كارهای تحسین برانگیز و زیبای خودت

نشاط کوهستان

از: stopliving

+ نوشته شده در  پنجشنبه 3 اردیبهشت1388ساعت 23:15  توسط پرویز ستوده شایق  | 

نشاط کوهستان بخشش آن نیست که چیزی را به من دهید، که نیاز بسیار بدان ندارید...
بخشش آن است که چیزی بدهید، که بدان نیازمندتر باشید...
هر گاه ببخشید، چشمهایتان را از آنکه به او می دهید بر گردانید! تا برهنگی شرم و حیای او را نبینید...
فرق میان غنی ترین اغنیا و فقیرترین فقرا، در گرسنگی و تشنگی است...
غالبا از فردایمان قرض می گیریم، تا دِین دیروزمان را بپردازیم.



جبران خلیل جبران (کتاب ماسه و کف)

+ نوشته شده در  پنجشنبه 3 اردیبهشت1388ساعت 22:59  توسط پرویز ستوده شایق  | 

جوان ثروتمندي نزد يك انسانی وارسته رفت و از او اندرزي براي زندگي نيك خواست.
مرد  او را به كنار پنجره برد و پرسيد:
- "پشت پنجره چه مي بيني؟"
- "آدمهايي كه مي آيند و مي روند و گداي كوري كه در خيابان صدقه مي گيرد."
بعد آينه ي بزرگي به او نشان داد و باز پرسيد:
- "در اين آينه نگاه كن و بعد بگو چه مي بيني."
- "خودم را مي بينم."
- " ديگر ديگران را نمي بيني!
آينه و پنجره هر دو از يك ماده ي اوليه ساخته شده اند، شيشه. اما در آينه لايه ي نازكي از نقره در پشت شيشه قرار گرفته و در آن چيزي جز شخص خودت را نمي بيني. اين دو شيئ شيشه اي را با هم مقايسه كن.
وقتي شيشه فقير باشد، ديگران را مي بيند و به آنها احساس محبت مي كند. اما وقتي از نقره (يعني ثروت) پوشيده مي شود، تنها خودش را مي بيند.

تنها وقتي ارزش داري كه شجاع باشي و آن پوشش نقرهاي را از جلو چشمهايت برداري تا بار ديگر بتواني ديگران را ببيني و دوستشان بداري."

از: گفته های دلنشین

+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 اردیبهشت1388ساعت 17:59  توسط پرویز ستوده شایق  | 

     یک روز آموزگار از دانش آموزانی که در کلاس بودند پرسید آیا می توانید راهی غیر تکراری برای ابراز عشق ، بیان کنید؟ برخی از دانش آموزان گفتند با بخشیدن عشقشان را معنا می کنند. برخی «دادن گل و هدیه» و «حرف های دلنشین» را راه بیان عشق عنوان کردند. شماری دیگر هم گفتند «با هم بودن در تحمل رنجها و لذت بردن از خوشبختی» را راه بیان عشق می دانند.
در آن بین ، پسری برخاست و پیش از این که شیوه دلخواه خود را برای ابراز عشق بیان کند، داستان کوتاهی تعریف کرد: یک روز زن و شوهر جوانی که هر دو زیست شناس بودند طبق معمول برای تحقیق به جنگل رفتند. آنان وقتی به بالای تپّه رسیدند درجا میخکوب شدند.
یک قلاده ببر بزرگ، جلوی زن و شوهر ایستاده و به آنان خیره شده بود. شوهر، تفنگ شکاری به همراه نداشت و دیگر راهی برای فرار نبود.

رنگ صورت زن و شوهر پریده بود و در مقابل ببر، جرات کوچک ترین حرکتی نداشتند. ببر، آرام به طرف آنان حرکت کرد. همان لحظه، مرد زیست شناس فریادزنان فرار کرد و همسرش را تنها گذاشت. بلافاصله ببر به سمت شوهر دوید و چند دقیقه بعد ضجه های مرد جوان به گوش زن رسید. ببر رفت و زن زنده ماند.

داستان به اینجا که رسید دانش آموزان شروع کردند به محکوم کردن آن مرد.

راوی اما پرسید : آیا می دانید آن مرد در لحظه های آخر زندگی اش چه فریاد می زد؟

بچه ها حدس زدند حتما از همسرش معذرت خواسته که او را تنها گذاشته است!

راوی جواب داد: نه، آخرین حرف مرد این بود که «عزیزم ، تو بهترین مونسم بودی.از پسرمان خوب مواظبت کن و به او بگو پدرت همیشه عاشقت بود.››

قطره های بلورین اشک، صورت راوی را خیس کرده بود که ادامه داد: همه زیست شناسان می دانند ببر فقط به کسی حمله می کند که حرکتی انجام می دهد و یا فرار می کند. پدر من در آن لحظه وحشتناک ، با فدا کردن جانش پیش مرگ مادرم شد و او را نجات داد. این صادقانه ترین و بی ریاترین ترین راه پدرم برای بیان عشق خود به مادرم و من بود

باتشکر از : رضا قلخانی

+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 اردیبهشت1388ساعت 9:56  توسط پرویز ستوده شایق  | 

Kolak_Chall is a high mountain in central mountain chain of Alborz, with 3350m height. In the height of 2600 meter at 1960, Boy Scout association made a complicated multi task shelter there. It has facilities like restaurants, snack bars, cubicles, swimming pool, and garden with tent places, first aids, helicopter pad etc This shelter is famous for its white tall stone-made tower, which can be seen from Tehran. On this stone tower, names of Iranian Boy scout group were sculpted. This shelter, Kolak_Chall, has three access ways. First is from Jamshidieh Park, a nice road with a gentle slope and trees all around it. You can walk up in every season, even in a foggy or stormy weather. This is because the trees guide you all along the road. The second access way is from Golab_Dareh, which means "rose water valley". Third is going from Vezbad valley, means "ever windy glen". You can also go to some other shelters such as ShirPalla, PallangChall and Tochall from this access way. In ancient myth, Kolak_Chall was the house of Dive_Sepid, means white giant Daemon. He was murdered by Iranian great hero Rostam.  Then some year’s later son of Dive_Spid, Shabrang, means dark as night, came to fight with Rostam. Their first battle was in Kollak_Chall too.

 from:Jafar Sepehri 

چو پا بر فراز کُلَک‌چال کرد

ز چنگ تهمتن رها يال کرد

گريزان شده پور ديو سپيد

تهمتن به رخش اندرآمد چوشيد

کُلَک‌چال نام یکی از کوه‌های رشته کوه مرکزی البرز، در شمال تهران، با ارتفاع قله 3350 متر از سطح دريا است. در سال 1339 و توسط سازمان پيشاهنگی، پناهگاهی بسيار مجهز در ارتفاع 2600 متری از سطح دريا ساخته شد و همنام با قله آن‌را نيز کُلَک‌چال ناميدند. اين پناهگاه اکنون زيرنظر وزارت آموزش و پرورش اداره می‌شود. ويژگی و مشخصه اين پناهگاه  برج سفيد رنگی است که در روی سنگ‌های آن نام گروه‌های پيشاهنگی (رسد) به چشم می‌خورد.

اين پناهگاه سه مسير دسترسی دارد. مسير نخست از بوستان جمشيديه آغاز شده و بيشتر کوهپيمايان از اين مسير بالا می‌روند و در تمام سال قابل استفاده است. دو مسير ديگر گلاب‌دره و دره وزباد هستند که مناظر دل‌انگيز و پرطراوت آن در فصل بهار به‌ويژه پذيرای دوستداران طبيعت و عاشقان دلخسته کوهستان است. همچنين می‌توان از راه پيازچال، که در پايان بهار کوهستان به طرز باورنکردنی زيباست، از کُلَک‌چال به ديگر پناهگاه‌های کوهنوردی مانند شيرپلا عزيمت نمود.

کُلَک‌چال را يخچال پربرف هم معنی کرده‌اند. اما در نزديکی آمل، پايتخت منوچهر پادشاه پيشدادی ايران در زمان پهلوانی سام نريمان نيای رستم، کوهی و غاری به نام کُلَک‌چال (کُرَک‌چال) وجود دارد که آثاری از زندگی انسان‌های پيش از تاريخ در آن يافت شده است. به اعتقاد مردم محلی اين غار خانه ديو سپيد بوده است. (حماسه‌سرايی در ايران، ذبيح‌اله صفا)

در منظومه حماسی شبرنگ نامه، که در سده هفتم هجری و درباره رزم رستم با شبرنگ فرزند ديو سپيد سروده شده است، از نخستين نبرد رستم و شبرنگ در کُلَک‌چال، سخن رفته است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 اردیبهشت1388ساعت 8:8  توسط پرویز ستوده شایق  | 

پسر و پدري داشتند در كوه قدم مي زند كه ناگهان پاي پسر به سنگي گير كرد.
به زمين افتاد و داد كشيد:  آ آ آي ي ي !!!!!!!
صدايي از دور دست فرياد زد:  :  آ آ آي ي ي !!!!!!!
پسرك با كنجكاوي فرياد زد : كي هستي؟؟
پاسخ شنيد: كي هستي؟؟
پسرك خشمگين شد و فرياد زد :ترسو!!
باز پاسخ شنيد: ترسو!!
پسرك با تعجب از پدرش پرسيد : چه خبر است؟؟
پدر لبخندي زد و گفت: پسرم  توجه كن و بعد با صداي بلند فرياد زد:
تو يك قهرمان هستي!!
صدا پاسخ داد: تو يك قهرمان هستي!!
پسرك باز بيشتر تعجب كرد.
پدرش توضيح داد:
مردم مي گويند اين انعكاس كوه است ولي اين در حقيقت انعكاس زندگي است.
هر چيزي بگويي يا انجام دهي  زندگي عينا به  تو جواب مي دهد.
اگر عشق بخواهي.عشق بيشتر در قلبت به وجود مي ايدو
اگر به دنبال موفقيت باشي ان را حتما به دست خواهي اورد.
زندگي همان را به تو خواهد داد.

از: stopliving

+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 اردیبهشت1388ساعت 0:20  توسط پرویز ستوده شایق  | 

دلم تنگه برای تمامی آنهایی که می شناسمشان و دیگر نمی بینمشان.
برای آنهایی که همیشه در اوج می مانند.
برای   ؟   پاک و مهربانم که سفرش آغازی زیبا بود برای جاودانه ماندن.
دلم تنگه برای خاطراتی که تکرار نمی شود. خدایا خاطراتم را به من برگردان.
دلم تنگه برای خودم.
دلم تنگه برای آنانی که روزی دوستشان می داشتم
دلم تنگه برای آنانی که روزی دوستم داشتند.
روزها و شبها میآیند و هر روز در طلب رویایی گمشده هر روز به دنبال چیزی که یافتنش به اندازه دنیا می ارزد.
دلم تنگه برای کسانی که دیگر دغدغه من نیستند.
احساس می کنم دوباره به ۱۸ سالگیم بازگشتم
چرا هر چه افکارم تغییر می کند احساساتم تغییر نمی کند؟
چرا دوباره همون ضربه ها را می خورم؟
دلم تنگه برای درگیر شدن با آنهایی که عاشق فکرشان هستم
کلی آدمها تو این دنیا هستند که ندیدمشان ولی می شناسمشان.
دلم تنگه برای آنهایی که روزی در کنارم بودند و رفتند و .
دلم برای تمامی آنانی که روزی در کنارک خواهند بود تنگه ....
به قول شاملو: " دوستت می دارم بی آنکه بخواهم ات
بی آنکه در میان باشد خواهشی حتی ؟!
نهایت عاشقی است این! آن وعده دیدار در فراسوی پیکرها؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 اردیبهشت1388ساعت 0:16  توسط پرویز ستوده شایق  | 

در جزيره اي زيبا تمام حواس، زندگي مي کردند: شادي، غم، غرور، عشق و ... روزي خبر رسيد که به زودي جزيره به زير آب خواهد رفت. همه ساکنين جزيره قايق هايشان را آماده و جزيره را ترک کردند. اما عشق مي خواست تا آخرين لحظه بماند، چون او عاشق جزيره بود.
وقتي جزيره به زير آب فرو مي رفت، عشق از ثروت که با قايقي باشکوه جزيره راترک مي کرد کمک خواست و به او گفت: «آيا مي توانم با تو همسفر شوم؟» ثروت گفت: «نه، من مقدار زيادي طلا و نقره داخل قايقم هست و ديگر جايي براي تو وجود ندارد.» پس عشق از غرور که با يک کرجي زيبا راهي مکان امني بود، کمک خواست. غرور گفت: «نه، نمي توانم تو را با خود ببرم چون تمام بدنت خيس و کثيف شده و قايق زيباي مرا کثيف خواهي کرد.» غم در نزديکي عشق بود. پس عشق به اوگفت: «اجازه بده تا من باتو بيايم.» غم با صداي حزن آلود گفت: «آه، عشق، من خيلي ناراحتم و احتياج دارم تا تنها باشم.» عشق اين بار سراغ شادي رفت و او را صدازد. اما او آن قدر غرق شادي و هيجان بود که حتي صداي عشق را هم نشنيد.
آب هر لحظه بالا و بالاتر مي آمد و عشق ديگر نااميد شده بود که ناگهان صدايي سالخورده گفت: «بيا عشق، من تو را خواهم برد.» عشق آن قدر خوشحال شده بود که حتي فراموش کرد نام پيرمرد را بپرسد و سريع خود را داخل قايق انداخت و جزيره را ترک کرد. وقتي به خشکي رسيدند، پيرمرد به راه خود رفت و عشق تازه متوجه شد کسي که جانش را نجات داده بود،چقدر بر گردنش حق دارد.
عشق نزد علم که مشغول حل مساله اي روي شن هاي ساحل بود، رفت و از او پرسيد: «آن پيرمرد که بود؟» علم پاسخ داد: «زمان» عشق با تعجب گفت:« زمان؟! اما او چرا به من کمک کرد؟»
علم لبخندي خردمندانه زد و گفت: «زيرا تنها زمان قادر به درک عظمت عشق است!!!»


از:stopliving
+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 اردیبهشت1388ساعت 0:6  توسط پرویز ستوده شایق  | 

زندگی شما می‌تواند به زیبایی رویاهایتان باشد. فقط باید باور داشته باشید که می‌توانید کارهای ساده‌ای انجام دهید. در زیر لیستی از کارهایی که می‌توانید برای داشتن زندگی شادتر انجام دهید، آورده شده است. هر روز آنها را به کار بگیرید و از زندگی خود در این سال لذت ببرید.

سلامتی:
1- آب فراوان بنوشید.
2- مثل یک پادشاه صبحانه بخورید، مثل یک شاهزاده ناهار و مثل یک گدا شام بخورید.
3- از سبزیجات بیشتر استفاده کنید تا غذاهای فراوری شده.
4- بااین 3 تا E زندگی کنید: Energy (انرژی)، Enthusiasm (شور و اشتیاق)، Empathy (دلسوزی و همدلی).
5- از ورزش کمک بگیرید.
6- بیشتر بازی کنید.
7- بیشتر از سال گذشته کتاب بخوانید.
8- روزانه 10 دقیقه سکوت کنید و به تفکر بپردازید.
9- 7 ساعت بخوابید.
10- هر روز 10 تا 30 دقیقه پیاده‌روی کنید و در حین پیاده‌روی، لبخند بزنید.

شخصیت:
11- زندگی خود را با هیچ کسی مقایسه نکنید: شما نمی‌دانید که بین آنها چه می‌گذرد.
12- افکار منفی نداشته باشید، در عوض انرژی خود را صرف امور مثبت کنید.
13- بیش از حد توان خود کاری انجام ندهید.
14- خیلی خود را جدی نگیرید.
15- انرژی خود را صرف فضولی در امور دیگران نکنید.
16- وقتی بیدار هستید بیشتر خیال‌پردازی کنید.
17- حسادت یعنی اتلاف وقت، شما هر چه را که باید داشته باشید، دارید.
1۸- گذشته را فراموش کنید. اشتباهات گذشته شریک زندگی خود را به یادش نیاورید. این کار آرامش زمان حال شما را از بین می‌برد.
19- زندگی کوتاه‌تر از این است که از دیگران متنفر باشید. نسبت به دیگران تنفر نداشته باشید.
20- با گذشته خود رفیق باشید تا زمان حال خود را خراب نکنید.
21- هیچ کس مسئول خوشحال کردن شما نیست، مگر خود شما.
22- بدانید که زندگی مدرسه‌ای می‌ماند که باید در آن چیزهایی بیاموزید. مشکلات قسمتی از برنامه درسی هستند و به مانند کلاس جبر می‌باشند.
23- بیشتر بخندید و لبخند بزنید.
24- مجبور نیستید که در هر بحثی برنده شوید. زمانی هم مخالفت وجود دارد.
جامعه:

25- گهگاهی به خانواده و اقوام خود زنگ بزنید.
26- هر روز یک چیز خوب به دیگران ببخشید.
27- خطای هر کسی را به خاطر هر چیزی ببخشید.
28- زمانی را با افراد بالای 70 سال و زیر 6 سال بگذرانید.
29- سعی کنید حداقل هر روز به 3 نفر لبخند بزنید.
30- اینکه دیگران راجع به شما چه فکری می‌کنند، به شما مربوط نیست.
31- زمان بیماری شغل شما به کمک شما نمی‌آید، بلکه دوستان شما به شما مدد می‌رسانند، پس با آنها در ارتباط باشید.

زندگی:
32- کارهای مثبت انجام دهید.
33- از هر چیز غیر مفید، زشت یا ناخوشی دوری بجویید.
34- عشق درمان‌گر هر چیزی است.
35- هر موقعیتی چه خوب یا بد، گذرا است.
36- مهم نیست که چه احساسی دارید، باید به پا خیزید، لباس خود را به تن کرده و در جامعه حضور پیدا کنید.
37- حتی بهترین هم می‌آید.
38- همین که صبح از خواب بیدار می‌شوید، باید از هستي تان شاكر باشيد.
39- بخش عمده درون شما شاد است، بنابراین خوشحال باشید.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1 اردیبهشت1388ساعت 16:16  توسط پرویز ستوده شایق  | 

 
http://www.blogfa.com/layouts/mblue/leftc.gif